تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
و ايضا در روايت آمده كه حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله هميشه معاويه را لعن مىكرد و مىفرمود : « الطليق بن الطليق ، اللعين بن اللعين » « 1 » ، « طليق » آزاد كرده شده را گويند و چون حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله مكه را فتح نمود و اهل مكه را از كشتن و اسير كردن آزادى داد لهذا ايشان را طلقاء نام شده بود و معاويه و پدرش از آن جمله بودند و در مدت بعثت رسول خدا مشرك بودند و مسلمانى ظاهرى او پنج ماه پيش از آن بود كه آن حضرت از دنيا رحلت نمايد و چون پدرش پيش از او به اسلام ظاهرى مشرف شد معاويه ملعون خود هميشه استخفاف به شرع مىنمود و در روز فتح مكه در مكه نبود و شنيد كه پدرش اسلام آورده نوشت « 2 » كه از دين خود به دين محمد نقل نمودى و در ميان عرب ما را رسوا كردى كه مردمان خواهند گفت « ابن حرب » از لات و عزّى برگشت ، و پدرش را سرزنشها نمود و پدر را هجو كرد و حكم رسول خدا عزّ صدور يافت كه « هر كه او را ببيند بكشد و خونش هدر باشد » . وى پيش از فتح مكه گريخت و از هيچ‌كس و هيچ جا ايمن نبود عاقبت خود را به عباس رسانيد به دست و پاى او افتاد و اظهار اسلام كرد . عباس به خدمت حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله رفته شفاعتش نمود پيغمبر خدا او را بخشيد و باز به شفاعت او كاتب رسائل شد . و اينكه اهل سنت او را كاتب وحى مىگويند ، غلط صريح است ؛ چرا كه او بعد از آن مسلمان شد كه آيهء وافى هدايهء
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
« 3 » نزول فرموده و اگر فرض كنيم كه پيشتر مسلمان شده باشد آن مرتبه نيز نداشت كه او را كاتب وحى نمايند « 4 » و اگر معاويه كاتب وحى مىبود و اهل سنت آن را فضيلتى مىدانستند
هامش
( 1 ) . نهج الحق علامه حلى ص 309 . ( 2 ) . نهج الحق ص 310 . ( 3 ) . سوره مائده ، آيه 4 . ( 4 ) . كاشف الحق ص 249 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 465 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده