اين اطاعت و انحراف جويد از اين متابعت ، از عهدهء تكاليف شرعيه بيرون نيامده و در هدم اسلام سعى نموده خواهد بود .
و ايضا از امام به حق ناطق جعفر بن محمد الصادق عليه السّلام مروى است كه فرمود :
« لا يبالى الناصب صلى ام زنى » « 1 » ؛ يعنى ميان نماز گزاردن و زنا كردن ناصبى هيچ فرقى نيست ، خواه به اين مشغول باشد و خواه به آن اشتغال نمايد . پس بهتر آن است كه مخالفان اهل بيت عليهم السّلام تصديع نكشند و رنج بيهوده در نماز كردن و روزه گرفتن نبرند . « 2 »
و از جملهء آنچه در حق جمعى از صحابهء نواصب ، خود روايت كردهاند و قبول دارند كه صحيح است و واقع شده ، حكايت عقبه و اصحاب عقبه است ؛ چنانچه بيهقى در تاريخ خود از مسلم روايت كرده و حكم به صحت آن نموده « 3 » كه چهارده نفر از رؤساى منافقين را ارادهء فاسده بر آن قرار يافت كه در شب ظلمانى به قصد فرونشانيدن چراغ نبوت بر عقبهاى كه در راه تبوك واقع است قرار گيرند و منتظر قدوم سرور كاينات باشند تا وقتى كه آن سيد عالميان برسد به حركتى چند كه شتر آن حضرت را رم دهند حيلهجوئى نمايند كه شايد آن شتر ، حضرت رسالت پناه را بيندازد و ايشان باز احياى رسوم جاهليت نموده هركس را خواهند به حكومت بردارند و هرچه در دل دارند به فعل آورند و آن حضرت با وجود آنكه علم به مكر و حيلهء ايشان داشت ملتفت به دفع كيد ايشان نشده سپر صبر بر سر كشيد و زره تحمل در بر كرده به حذيفهء يمانى و عمار ياسر اشاره فرمود كه يكى زمام ناقه را گرفته و ديگرى شتر را براند و منافقان را چون يقين شد كه نزديك است كه آن سرور به بالاى عقبه بر آيد دبّههائى را كه پر از سنگريزه كرده بودند حركت دادند و در
هامش
( 1 ) . الكافى ( روضة ) ج 8 / 160 .
( 2 ) . دو بيت شعر آورده است ( كاشف الحق ص 260 ) .
( 3 ) . شواهد النبوة جامى ص 95 و 96 .