حائلى و مانعى به هم رسد كه به من نتوانند رسيد ، پس من خواهم گفت كه اينها امتان منند چرا به من نمىتوانند رسيد ؟ جواب خواهد آمد كه تو نمىدانى كه بعد از تو چهها كردهاند و چه بدعتها احداث نمودهاند ، پس من خواهم گفت دور باد از رحمت حق تعالى هر كه تغيير و تبديل در ملت و دين من روا داشته و بدعت به فعل آورده .
و ديگر مثل آنكه از أنس بن مالك نقل نمودهاند و متفق عليه است كه گفت شنيدم كه آن حضرت فرمود كه « ليردنّ على الحوض رجال ممّن صاحبنى حتّى اذا رأيتهم و رفعوا الى رءوسهم اختلجوا فلأقولنّ : يا ربّ اصحابى ! فليقالنّ لى انّك لا تدرى ما احدثوا بعدك » « 1 » ؛ يعنى البته وارد خواهند شد بر حوض جمعى مردمان از آنانى كه صحابهء من بوده باشند و ادراك صحبت من نموده كه چون من ايشان را ببينم و سرها به طرف من بردارند و رو به جانب من كنند به يك بار از من غايب شوند چنان كه گويا پرواز كردند و ناپيدا شدند پس گويم اى پروردگار من ، اينها اصحاب من بودند ، چرا از صحبت من محروم شدند ؟ پس خطاب از حضرت عزت در رسد كه اى محمد صلّى اللّه عليه و آله مىدانى كه اينها بعد از تو چهها كردهاند و چه بدعتها به هم رسانيدهاند و چه گمراهى بر امت تو روا داشتهاند .
و ديگر آنكه از ابى هريره نقل كردهاند « 2 » و نزد ايشان از احاديث متفق عليه است كه گفت رسول خدا فرمود كه روز قيامت گروهى از امت من برابر من آيند و چون من ايشان را بشناسم مردى در ميان من و آن گروه حايل شود و گويد زود باشيد اى گروه و بشتابيد و به تعجيل ايشان را مىبرده باشد ، پس من مىگويم به كجا مىبرى اين گروه را ؟ گويد و اللّه كه به سوى آتش دوزخ مىبرم ! من مىگويم به چه سبب و چه كردهاند ؟ گويد به درستى كه اين گروه بعد از تو از دين برگشتهاند و مرتد
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى 8 / 150 با مختصر تفاوت .
( 2 ) . الطرائف ص 377 از جمع بين الصحيحين .