تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
حد برد و ظلمش تا به حدى رسيد كه مردم از جور و ستم او به تنگ آمده از كوفه‌اش اخراج كردند ؛ ثالثا عبد اللّه عامر را والى عراق گردانيد و او نيز انواع فسق و فجور و تعدى و ظلم به ظهور رسانيد ؛ رابعا عبد اللّه بن ابى سرح را به مصر فرستاد و مصريان را طاقت ظلم و ستم او نماند به شكايت آمدند ؛ خامسا معاويه را به شام نامزد كرده از او انواع بىدينى و معصيت سر زد و خلاف رضاى خدا و خلق را مرتكب شد ؛ سادسا بيت المال را كه آن دو يار پيش مقدم او از حلال و حرام ساخته گذاشته بودند و مظلمهء آن را با خود برده بودند ، در گشود و تمامى را بر بنى اميه بخشش كرد و جميع مسلمانان را محروم ساخت و رسم جباران اكاسره را پيش گرفت غلامان تركى و رومى و خطائى و طويله‌هاى اسب و استر از مال بيت المال خريد و هر غنيمتى كه از جائى مىرسيد به بنى اعمام خود ، يعنى بنى اميه قسمت مىكرد و اسراف و تبذير را به جائى رسانيد كه يك روز چهارصد هزار دينار بيت المال را به چهار نفر از خويشان خود داد و ايتام مهاجر و انصار از گرسنگى مىمردند و به قوت لا يموت به ايشان مضايقه مىنمودند و اگر از اصحاب رسول خدا كسى او را نصيحت مىكرد چون به گروه بنى اميه و فوج غلامان مستظهر بود گوش نمىكرد و چيزى به بهاى وعظ و نصيحت هيچ كس نمىداد و ممالك را با ولايت بر اقارب و عشاير خود قسمت نموده ديگرى را به هيچ وجه در امرى از امور دخل نمىداد تا كار به آنجا رسيد كه ان شاء اللّه تعالى از آن شمه‌اى نوشته خواهد شد ؛ دوم از مطاعن او آنكه حكم بن عاص كه طريد و راندهء رسول خدا بود و آن حضرت او را از مدينه دور كرده بود و همچنين پسر او مروان كه او نيز راندهء رسول خدا بود و پيغمبر خدا هر دو را لعنت كرده و فرموده بود كه از مدينه طيبه دور باشند