تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
نفرمود با آنكه آن حضرت مصلحت رعيت و امّت را از همه كس بهتر مىدانست و شفقت او - صلوات اللّه عليه و آله - بر امت در مرتبه‌اى بود كه از مادر و پدر مهربان مشفق‌تر بود اگر مصلحت مىديد و كسى را قابل و لايق اين امر مىدانست خليفه مىكرد و ايشان مىگويند آن حضرت تعيين نفرموده بود ؛ پس خليفه كردن أبو بكر عمر را ، خلاف كرده رسول باشد ؛ بيست و دوم آنكه خلاف رسول خدا كرد در متولى ساختن كسى كه رسول خدا او را عزل كرده بود چه أبو بكر عمر را توليت جميع امور مسلمانان داد و حضرت رسول خدا او را توليت صدقات داده معزول ساخت و اگر قابليت آن مىداشت معزول نمىشد و هرگاه توليت صدقات از او نيايد امر خلافت به طريق اولى نخواهد آمد و أبو بكر خلافت را به او مسلم داشت و خلاف رسول كرد ؛ بيست و سوم آنكه چون بر سر منبر رسول خدا رفت كه خطبه بخواند ، حسنين عليهما السّلام آمدند و گفتند اين مقام جدّ ماست ، تو را اهليّت و قابليت آن نيست كه در اين مقام بنشينى و دامنش را گرفته از منبرش به زير كشيدند . « 1 » ؛ بيست و چهارم آنكه حضرت جبرئيل انارى از بهشت آورده بود و او حاضر بود حصه‌اى از آن طلبيد چون بجز از اهل بهشت كسى را رخصت نيست كه از ميوهء بهشت بخورد تغافل نموده به او ندادند ؛ بيست و پنجم از مطاعن او اينكه چون بمرد بيست هزار دينار از مال بيت المال در ذمّه‌اش داشت ؛ بيست و ششم از مطاعن او كه با همه طعنها برابر است اينكه چون به حكم او آتش بردند « 2 » كه خانهء فاطمه زهرا را بسوزانند ديدند و دانستند كه فاطمه عليها السّلام در پشت در نشسته است حكم به زدن او كرد و عمر در به شكمش زد و غلام تازيانه بر كتفش
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 40 . ( 2 ) . شرح تجريد علامه حلىّ ص 376 و 377 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 361 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده