تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
و يكى از اكابر گفته : « اول دم سفك من رسول اللّه بعد الهجرة بجناية ابى بكر » و امر كرد رسول اللّه على را كه به جاى او بخوابد و ترسيد از پسر ابى قحافه كه مبادا نشان دهد او را به كفار و بگويد محمد به كجا رفته از اين جهت همراهش برد و متوجه غار شد . و ناقلان اين حديث همه از اهل سنّت‌اند و با آنكه در غار چندين معجزات از رسول به چشم خود ديد چندان جزع و اضطراب كرد كه به شرح در نيايد و اظهار ترس و خوف و گريه‌اش به جائى رسيد كه حضرت او را مكرّر نهى فرمود و مطلقا تنيدن عنكبوت و آشيانه ساختن مرغ و نازل شدن آيات باعث وثوق و اطمينانش نشد . و لهذا شيخ مفيد قدّس سرّه در بعضى از افاداتش فرموده « 1 » : هر جا كه حق تعالى انزال سكينه نمود با آن حضرت از اهل ايمان كسان بودند ، به غير از سكينه‌اى كه در غار نازل شد كه آن به تنهائى بر آن حضرت بود ؛ پس اگر آن مرد مؤمن مىبود سزاوار بود كه چون همراه بود شريك باشد و حق تعالى او را از سكينه محروم نسازد و اين نيست كه علماى اهل سنت ازين معنى غافل باشند ، در دفع حرف شيخ مفيد دست و پا زده‌اند . يكى گفته : چون پيغمبر مطمئن بود ، سكينه بر أبو بكر نازل شد و يكى گفته : چون أبو بكر ايمن و مطمئن بود ، شريكش نساخت و شيخ برين جوابها خنديده و رد كرده ؛ حاصل كه مصاحبت غار از براى أبو بكر فضيلتى نيست و فخر به آن نتوان كرد . و حديث موضوع ديگر كه در آن از براى أبو بكر شش چيز اثبات كرده‌اند آن است كه گفتند پيغمبر فرمود : « كجاست مثل أبو بكر كه تكذيب كردند مرا مردمان و او تصديق كرد و ايمان به من آورد و دختر به من داد » و درين سه چيز ، او را بر اصحاب ديگر چه زيادتى است و ازينها فضيلتى بر صحابهء ديگر لازم نمىآيد ؛ چه هركس كه
هامش
( 1 ) . مجالس المؤمنين ج 1 ص 475 .