خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : از صراط گذشتن ممكن نيست تا با آن شخص نوشتهء دوستى و ولايت على نباشد .
و به دلايل مذكوره خواجه نصير اشاره نموده و فرموده : « و لكثرة سخائه » « 1 » ؛ يعنى آن حضرت افضل از غير است از جهت بسيارى سخاى او ؛ چنانچه مشهور است كه مسكين و محتاج را بر نفس خود و عيال اختيار مىنمود « و اعبدهم » « 2 » ؛ يعنى از جهت آنكه عبادت او هم بيشتر بود شمّهاى از آن گذشت « و اعلمهم » « 3 » يعنى علم او از ديگران زياده بود و بعضى از آن مذكور شد « و لاخباره بالغيب » « 4 » ؛ يعنى از جهت خبر دادن او به غيب ؛ چنانچه در نهروان از كشته شدن « ذو الثّديّه » خبر داد و چون نيافتند او را در ميان كشتگان ، فرمود كه و اللّه اكبر من هرگز دروغ نگفتهام . تا چون تفحص درست به فعل آوردند يافتندش كه بر پشت شانه پستانى داشت مانند پستان زنان و موئى چند بر آن روئيده بود .
و در ماه رمضان از كشته شدن خود خبر داده ؛ روزى بر منبر بود كسى گفت كه خالد بن عوطيّه « 5 » كشته شد ! گفت : و اللّه ! كه كشته نشد و او قائد و راهنماى لشكر ضلالت خواهد بود كه به جنگ حسين روند و لواء ايشان را حبيب بن جماز خواهد داشت ؛ پس مردى از زير منبر گفت : من حبيبم ! و من اين كار نكنم . گفت : اگر نكنى بهتر باشد اما خواهى كرد . و آخر چنان شد ، هم خالد راهنما بود و هم حبيب صاحب لواء « و لاستجابة دعائه » « 6 » ؛ يعنى و از جهت مستجاب بودن دعاى آن حضرت و از پيش گذشت « و ظهور المعجزات عنه » « 7 » ؛ يعنى و از جهت ظاهر شدن معجزات از
هامش
( 1 ) . تجريد الاعتقاد ص 268 .
( 2 ) . تجريد الاعتقاد ص 274 .
( 3 ) . تجريد الاعتقاد ص 263 .
( 4 ) . تجريد الاعتقاد ص 282 .
( 5 ) . در بعضى نسخهها « عربط » است .
( 6 ) . تجريد الاعتقاد ص 284 .
( 7 ) . تجريد الاعتقاد ص 285 .