رفتم ديدم كه تنبانى پوشيده بسيار كوتاه « 1 » فرمود : بهترين جامهها آن است كه عورت را بپوشاند و سرما و گرما را دفع سازد . و هم او نقل كرده « 2 » كه آن حضرت را ديدم در بازار كه شمشيرى در دست داشت و مىفروخت و مىفرمود : « من يشترى منّى سيفى هذا فلو كان عندي اربعة دراهم اشترى به ازارا ما بعته » ؛ يعنى كيست كه بخرد از من شمشير مرا كه باقى است همين و اگر در نزد من چهار درهم مىبود كه جامهاى مىخريدم اين شمشير را نمىفروختم !
و هم از آن حضرت مروى است كه فرمود : ترك كردم دنيا را به جهت آنكه ثباتى ندارد و تعب بسيار در جمع آوردنش هست و شريكانش خسيساند : « تركت الدّنيا لقلّة بقائها و كثرة عنائها و خسة شركائها » و در خطاب به دنيا فرموده كه « يا دنيا ، يا دنيا غرّى غيرى قد طلّقتك ثلاثا لا رجعة فيها » « 3 » ؛ يعنى اى دنيا ، اى دنيا ! ديگران را فريب ده كه من فريب تو نمىخورم ، تو را سه بار طلاق گفتهام اميد بازگشت نمانده است مرا به سوى تو . « 4 »
فضيلت سيّم : عبادت است چه آن حضرت اعبد ناس و عباد بود و عبادت هيچ كس به عبادت آن حضرت نمىرسيد ؛ صائم النهار و قائم الليل بود و روزها روزه داشتى و شبها عبادت پروردگار به روز آوردى و شبانه روزى هزار ركعت نماز كردى حتى در « ليلة الهرير » از آن نمازها چيزى از او فوت نشد ! و از ابن عباس مروى است « 5 » كه گفت : در روز حرب ديدم كه آن حضرت در آسمان نظر مىكند گفتم : چه مىبينى يا امير المؤمنين ؟ فرمود كه مىبينم كه در ظهر داخل شدهام كه نماز كنم يا نه ؟ گفتم : درين قسم وقتى چون مىشود كه نماز گزارى ؟ ! گفت : ما با ايشان مقاتله
هامش
( 1 ) . يك بيت شعر از ملا جامى دارد ( كاشف ص 141 ) .
( 2 ) . مناقب خوارزمى ص 121 .
( 3 ) . نهج البلاغه ( ترجمه دكتر شهيدى ) ص 372 كلمهء قصار 77 .
( 4 ) . يك بيت شعر دارد ( ص 141 ) .
( 5 ) . نهج الحق ص 247 .