وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ
« 1 » در شأن امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده ؛ حاصل كه پرستش الهى را آن حضرت بر طاقى گذاشته بود كه دست عابدان جهان به آن نمىرسيد و از تحمّل آن عاجزند اعمّ از ملائكه و انسان از مقرّبان و چگونه چنين نباشد و حال آنكه آن حضرت اعرف به جلال قدس و جمال ملكوت مشتاقترين همه خلق بود به وصول و رسيدن به عالم جبروت و آن قربى كه او را به مبدأ بود ديگرى را نبود و آن زحمتى كه او در عبادت حق تعالى طاقت داشت هيچ كس نداشت « 2 » .
فضيلت چهارم آن حضرت : حلم است و حلم آن حضرت مرتبهاى بود كه ابن ملجم - عليه اللعنه - با آنكه آن حضرت را چنان ضربتى زده بود ، امام حسن عليه السّلام را وصيت فرمود كه آن ملعون را يك ضرب بيش نزند و گوش و بينى او را نبرد و از طعام و شرابى كه آن حضرت ميل مىفرمود به او بدهد « 3 » و پيش از آن ، با آنكه مىدانست كه از او چه به ظهور خواهد آمد ، از عطايائى كه به ديگران مىكرد او را محروم نمىساخت و ملا على قوشچى در « شرح تجريد » مىگويد كه در حرب معاويه پيشى گرفتند لشكر او بر كنار فرات و آب را از لشكر امير المؤمنين عليه السّلام منع كردند به امر معاويه و چون لشكر على ايشان را از آب دور كردند ، خواستند كه آب را منع كنند آن حضرت راضى نشد و لشكر خود را از آن نهى فرمود و در روز جمل چون مروان را گرفتند با آنكه عداوت او را با خود مىدانست و مىفرمود كه بعد از من از او به امّت چهها خواهد رسيد و به قصد آن حضرت آن شقى لعين شمشير كين بر كمر بسته بود و در فتنهانگيزى تقصير نكرده با اين همه او را گذاشت و حلم به كار فرمود .
و ايضا عبد اللّه زبير كه در آن روز نسبت به آن حضرت بىادبيها كرده بود و
هامش
( 1 ) . سوره فتح آيه 29 .
( 2 ) . يك بيت شعر دارد ( كاشف ص 142 ) .
( 3 ) . شرح تجريد - قوشچى ص 488 .