تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
عبد العزيز مروى است كه گفت : « ما علمنا أحدا كان فى هذه الامة بعد النبى صلّى اللّه عليه و آله أزهد من على بن أبي طالب عليه السّلام » « 1 » و مشهور است كه شخصى سويد بن غفله نام به خدمت امير المؤمنين عليه السّلام آمده ديد كه كاسه‌اى دوغ شتر كه تغيير در بوى و طعم او به هم رسيده بود با قرصى از نان جو كه آرد آن را نپخته بودند و پوستهاى جو در روى نان ظاهر بود خشك شده نزد آن حضرت است و به زحمت تمام آن را مىشكند و با آن دوغ تناول مىكند ! سويد گويد مرا تكليف فرمود گفتم روزه دارم . فرمود : از رسول خدا شنيدم كه فرمود كه اگر كسى به طعامى ميل داشته و روزه ، او را از خوردن طعام مانع آيد ، بر حق تعالى لازم است كه او را از طعام و شراب بهشت بخوراند و بياشاماند . پس من به كنيزك آن حضرت كه فضّه نام داشت و آنجا حاضر بود گفتم : اى فضه ! از خدا نمىترسى كه اين آرد را پاك ننموده نخاله آن را جدا نكرده نان پخته‌اى ؟ گفت : فداى او باد مادر و پدر من ! او مرا امر فرموده كه با نخاله بپزم و از پاك كردن نهى فرمود : و در حديث ديگر وارد شده كه هرگز از نان جو سه روز پىدرپى سير نخورد تا به جوار رحمت ايزدى پيوست . و ملا على قوشچى در شرح تجريد از عبد اللّه رافع نقل كرده « 2 » كه روزى به خدمت آن حضرت رفتم ديدم كه وقت افطار كيسهء سر به مهر حاضر كردند و در آنجا آرد جو بود و به آن افطار مىفرمود گفتم : يا امير المؤمنين عليه السّلام ! كيسه را مهر فرموده‌ايد ؟ گفت : از براى آنكه حسنين عليهما السّلام روغنى يا شيرينى مبادا داخل كنند از آن جهت مهر مىكنم و نعلينش از ليف خرما بود و جامه را گاهى به پوست و گاهى به ليف خرما پينه مىزد و دو جامه را به چهارده درهم مىخريد يكى را به قنبر مىداد و يكى را خود مىپوشيد و اگر احيانا آستين جامه از دست درازتر بود يا به كارد يا به تيشه جدا مىكرد و مىفرمود كه اين زيادتى به كار ديگرى مىآيد و سر آستين را به
هامش
( 1 ) . المناقب خوارزمى ص 122 از قبيصه بن جابر نقل كرده ؛ مقتل على عليه السّلام ( ابن ابى الدنيا ) از عمر بن بن عبد العزيز به اختصار نقل كرده ص 108 . ( 2 ) . شرح تجريد - قوشچى ص 488 .