تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
شبلى و بايزيد بسطامى و جنيد و سرى سقطى و معروف كرخى همه شاگردان و خادمان ائمه عليهم السّلام بودند و خرقه صوفيان تا امروز در هر طايفه و صاحب خانقاهى و ديرى و مرشدى كه بوده به آن حضرت مىرسد و اما علم نحو عربيت ، همهء علماى زمان معترفند و مىدانند كه از انشاء اوست و ابى الاسود دئلى جامع آن است و او از آن حضرت مجملى شنيده و تفصيل داد و به تدريج زياد شد و اما علم كلام ، خود اصل همه از كلام اوست و از خطبه‌هاى . او تا اينجا مجملى از كلام ابن ابى الحديد است . اما بايد دانست كه بعضى از سنيان بنا بر آنكه خواسته‌اند كه صوفيه را صاحب مرتبه وانمايند ايشان را از روى شاگردى و خدمتكارى به امامان ما منسوب ساخته‌اند و بعد از اين در محلش بيان خواهد شد كه سلسله صوفيه به ابو هاشم كوفى منتهى مىشوند و او تابع معاويه و به ظاهر جبرى و در باطن مانند معاويه ملحد و دهرى بود و جمعى از متأخرين شيعه گول سنيان خورده‌اند و صوفيه را از اهل حق پنداشتند و ندانستند كه بر فرض كه ايشان شاگردان و خادمان ائمه باشند خوبى ايشان از اين بيرون نمىآيد كه اگر از اين خوبى ايشان بيرون آيد لازم مىآيد كه اصناف معتزله و اشاعره و ابو حنيفه و مالك و شافعى و احمد حنبل و تابعان ايشان همه نيكان و رستگاران باشند ؛ زيرا كه نسبت شاگردى ايشان به امامان ما - عليهم السلام - ثابت است « 1 » و يقين است كه جميع صحابه در مسائل و احكام رجوع به او مىنمودند و حل مشكلات همه ، او مىكرد و هرگز او را به غير از رسول خدا به ديگرى احتياج نيفتاده كه چيزى استفاده نمايد يا بپرسد و از ابن عباس مروى است « 2 » كه شبى در خدمت آن حضرت بودم از اول شب تا طلوع صبح در « باء » بسم اللّه سخن مىگفت ! ! و تمام نشد و در علم فصاحت و بلاغت ، خود در جميع فصحاء و بلغاء
هامش
( 1 ) . شش سطر در كاشف الحق نيست ( كاشف ص 138 ) . ( 2 ) . « كتاب سعد السعود » ابن طاوس ص 286 .