تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
داشت و نهايت سعى و جد به جاى مىآورد تا آنكه به مرتبه‌اى رسيد كه آن حضرت فرمود : « انا مدينة العلم و على بابها » « 1 » و بار ديگر در حق او فرمود « اقضاكم على » « 2 » يعنى در ميان شما كه اصحابيد كسى نيست كه در علم مثل على باشد و در دين آن حكمها كه على مىكند تواند كرد بلكه او داناترين همه بود بر اجراى احكام الهى و ابن ابى الحديد در اول شرح نهج البلاغه مىگويد « 3 » آنچه مجملش اين است كه جميع علوم منتهى به آن حضرت مىشود چه معتزله ، كه اهل توحيد و عدل و ارباب فكر و نظراند و همهء مردمان از ايشان ياد گرفته‌اند ، شاگرد و اصل ابن عطايند و او شاگرد ابو هاشم است و ابو هاشم شاگرد محمد بن حنفيّه [ فرزند على عليه السّلام ] است و او از پدر ياد گرفته است و اما اشعريه ، نسبت تعليم به ابو الحسن اشعرى مىرسانند و او شاگرد ابو على جبائى است و او يكى از تلامذهء مشايخ معتزله است و مذكور شد كه علم معتزله از آن حضرت است و اماميه و زيديه خود ظاهر است كه علمشان به علم حضرت ائمه عليهم السّلام مىرسد و علم ايشان از علم آن حضرت است و اصحاب ابى حنيفه مثل ابو يوسف و محمد بن الحسين و غير ايشان علم از ابى حنيفه فرا گرفته‌اند و شافعى از محمد بن الحسين و او از ابى حنيفه چنان كه گذشت و احمد بن حنبل از شافعى فرا گرفته پس علم او هم به ابى حنيفه بر مىگردد و ابو حنيفه و مالك از امام جعفر صادق عليه السّلام و علم امام جعفر به آن حضرت منتهى مىشود و در صحابه از ابن عباس فقيه‌ترى نبوده و او شاگرد امير المؤمنين عليه السّلام است و علم تفسير قرآن را مردم از هر راه كه مىبرند به ابن عباس مىرسانند و او از حضرت امير شنيده و كسى با او گفت كه نسبت علم تو با پس عمّت يعنى على عليه السّلام در چه مرتبه است ؟ در جواب گفت كه هم چنان كه يك قطره به بحر محيط . و علم طريقت و حقيقت خود ظاهر است كه منبعش آن حضرت است ، چه
هامش
( 1 ) . كفاية الطالب ص 220 ؛ مستدرك الصحيحين ج 3 ص 126 . ( 2 ) . تاريخ الخلفاء ص 66 ؛ كفاية الطالب ص 226 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 1 ، ص 16 - 30 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 249 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده