ساخت و خطبه خواند و فرمود كه « الست اولى بكم من انفسكم » چون بلى گفتند فرمود : « من كنت مولاه فعلى مولاه » تا به آخر و چون پيغمبر خدا به حكم آيه كريمهء
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ
« 1 » اولى به تصرف مؤمنان است از نفسهاى ايشان در جميع امور و در جاى ديگر موافق آيه مباركه خطاب رب الارباب صادر شده كه
لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ
« 2 » كه مبادا در هر دو صورت غبار ملال بر آئينه خاطر آن سرور نشيند پس نظر به خطاب مستطاب جناب رسالت پناه و تلفظ به لفظ « من كنت مولاه » الى آخره ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بعد از رسول مختار بلكه در حال حيات آن سرور ما صدق است آنچه را كه مختص رسول خدا بوده سواى نبوت به نص آيه مباركه مباهله و احاديث معتبره و ساير ادله ؛ پس شخصى را كه در خدمتش بلند حرف زدن و يا نجوى نمودن خلاف فرمودهء خدا و تمرد فرمان الهى باشد ، چگونه خواهد بود حال كسانى كه غصب حقوق او نموده باشند و پيروان ايشان از اين جاده ضلالت به كدام منزل خواهند رسيد ؟
حديث ديگر حديث منزلت است كه مانند حديث غدير متواتر است كه پيغمبر خدا خطاب به آن حضرت فرموده گفت : « انت منى بمنزلة هارون من موسى » « 3 » و يكى ديگر آنكه فرمود : تو خليفه و وصى منى بعد از من و توئى قاضى دين من و لفظ « دين » در اين حديث به كسر دال است ؛ يعنى حكمكننده در دين من بعد از من و چون هر يك از اين احاديث مفصلا و مشروحا ذكر شده در اعاده آن شروع نمىرود و ملا على قوشچى حرفى كه در برابر اين ادله گفته « 4 » اين است كه هر يك از اين احاديث را خبر آحاد شمرده و منع تواتر كرده و مبين شد كه به شهادت علماى
هامش
( 1 ) . سوره احزاب ، آيه 6 .
( 2 ) . سوره حجرات ، آيه 2 .
( 3 ) . احقاق الحق ج 4 ص 78 ، 100 ، 16 ؛ ج 5 ص 37 - 4 .
( 4 ) . شرح قوشچى بر تجريد ص 478 .