و چون به قول رسول رب العالمين وجود ايشان باعث امن و امان است ، پس اگر به حسب ظاهر از منصب خود كه خلافت و امامت است بسبب خلاف و عناد معاندان ممنوع باشند و يا مدتى پنهان و مستور گردند به جهت مصلحتى كه آن را حق تعالى مىداند ، همان اثر با وجود ايشان مترتّب است و الحال انتفاع خلق به مآثر وجود فايض الجود امام وقت و زمان - عليه صلوات اللّه الملك المنان - مانند انتفاع آفتاب است در روز ابر « 1 » و هرگاه حضرت رسول خدا فرموده باشد كه اهل بيت من باعث امن و امان و موجب بقاى بنى نوع انسان و استقامت زمين و زمانند و امير المؤمنين عليه السّلام از باقى اهل بيت در همه چيز زيادتى داشته باشد ، اين معنى در اثبات امامت آن حضرت ، أتمّ و اكمل خواهد بود و از براى مدعاى ما همين يك فضيلت كافى است و در ثبوت مطلوب دليلى وافى است و بيماران محبت او را شربتى شافى است و اگر چه در كتب احاديث مخالف و مؤالف احاديث صريحه داله بر امامت آن حضرت بسيار است رعايتا للاختصار به همين قدر اكتفا نمود و خواجه نصير الدين رحمه اللّه در متن « تجريد » اشاره به بعضى از اين احاديث نموده و بر همان الزام معاندين فرموده و گفته : « العصمة و التنصيص مختصان بامير المؤمنين عليه السّلام مخاطبا لاصحابه سلّموا على على بامير المؤمنين و انت الخليفة من بعدى ؛ و حديث الغدير المتواتر و حديث المنزلة المتواتر لقوله : انت خليفتى و وصيى من بعدى و قاضى دينى » « 2 » ؛ يعنى عصمت و نص هر دو مخصوص به آن حضرت است و ديگر از اصحاب را نبود به غير آن حضرت كه معصوم باشند يا نصّى در شأن او واقع شده باشد و از جمله نصوص آن حضرت : يكى آنكه پيغمبر خطاب به اصحاب خود نموده فرمود كه بر على عليه السّلام به لفظ « امير المؤمنين » سلام كنيد ؛ و يكى آنكه با او گفت كه تو خليفه و وصى منى بعد از من ؛ و ديگر آنكه مردم را در روز غدير خم جمع نموده منبر
هامش
( 1 ) . يك شعر از مولوى دارد ( كاشف ص 136 ) .
( 2 ) . تجريد الاعتقاد خواجه نصير ص 223 و 224 و 230 و 231 .