داشت ؟
و هرچند ظاهر است كه خواب را نجم كبرى ساخته است و مدّعايش آنكه خود را از اهل بهشت وانمايد آخر به آن حديث خود قائل است كه پيغمبر خدا فرمود كه « من صافح عليا دخل الجنّة » « 1 » و شافعى اگر چه مخالف است و دشمن بارى ، اعتراف دارد كه بنده و غلام امير المؤمنين عليه السّلام است و به آن حضرت محبت ورزيدن درجهاى است عليا و مرتبهاى است اسنى كه ادعاى آن مىنمايد و به آن نازش دارد ؛ پس سرورى كه مخالفان به مناقب او اقرار دارند بعد از پيغمبر خدا به خلافت و امامت اولى خواهد بود از جمعى كه دوستان ايشان مثالب و معايب از ايشان وانمايند چنان كه بعد از اين مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . « 2 »
حديث ديگر آنكه در « مسند احمد حنبل » آورده « 3 » كه أبو بكر و عمر خطبه كردند و از رسول خدا فاطمه عليها السّلام را طلبيدند . آن حضرت فرمود كه فاطمه كوچك است و بعد از آن على عليه السّلام او را خطبه نمود و پيغمبر قبول فرمود و او را به على تزويج كرده و در بعضى روايات است كه چون ايشان فاطمه را خطبه نمودند آن حضرت فرمود كه « انى منتظر امر اللّه فيه » ؛ يعنى من در باب تزويج او انتظار امر الهى مىكشم و هرچه حق تعالى امر نمايد ، به آن عمل خواهم نمود . و در سن سيدة النساء در حين تزويج خلاف كردهاند ؛ بعضى گويند پانزدهساله بود و بعضى كمتر گفتهاند و اصح اقوال آن است كه در آن وقت دهساله بود ؛ چه هشت سال با پدر بزرگوار در مكه بود و در سال دوم از هجرت تزويج واقع شد و آنكه در جواب آنها فرمود كوچك است ، مىشايد كه دو بار خطبه كرده و آن جواب شنيده باشند و مىتواند بود كه چون أبو بكر و عمر در سن شيخوخيّت و پيرى خطبه كردند و عادت جارى شده كه در زن
هامش
( 1 ) . مناقب خوارزمى ص 316 .
( 2 ) . كاشف الحق چهار سطر كم دارد ( ص 132 ) .
( 3 ) . فضائل الصحابة حنبل ج 2 ص 614 ؛ نهج الحق ص 222 از مسند حنبل نقل كرده .