تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
بيت را بر ميان جان نبسته و به يكبارگى از دين بيگانه نشده و از قلم جسته بود الحال به خاطر آمده حيف آمد كه گوشزد ارباب بصيرت نشود لهذا به ذكر آن جرأت نمود اميدوارى به درگاه بارى آنكه آن مرد در آخر عمر بينائى تمام يافته خود را از آتش دوزخ خلاص نموده باشد . در كتاب « مطالب السئوول فى مناقب آل الرسول » كه از تصنيفات اوست از صحيح ترمذى از زيد بن ارقم حديث غدير را روايت نموده « 1 » و گفته كه روزى امير المؤمنين عليه السّلام از جمعى كه در خدمت آن حضرت حاضر بودند پرسيد كه كسى در ميان شما هست كه حكايت روز غدير را از حضرت رسالت پناه شنيده باشد ؟ سيزده نفر از آن جماعت شهادت دادند كه ما عبارت « من كنت مولاه فعلى مولاه » را از حضرت رسالت پناه شنيديم و بعد از آن افاده فرموده كه چون لفظ من در « من كنت مولاه » افاده عموم مىكند ، دليل است بر آنكه هر كه حضرت رسول خدا مولا و صاحب اختيار او بود ، على بن أبي طالب مولا و صاحب اختيار او باشد و بعد از آن افاده‌اى از آن بهتر نموده كه چون لفظ مولا در قرآن عزيز از روى مجاز در معنيهاى ديگر مستعمل است چون ناصر و دوست و وارث و غيرها بنابراين ، حضرت رسالت پناه تصريح به معنى مولا و صاحب اختيار و اولى به تصرف نموده و به يكى از الفاظ مذكور مقيّد نساخت تا دانسته شود كه مراد حضرت از لفظ مولا آن است كه هر نسبتى كه ميانهء امير المؤمنين عليه السّلام و هر شخصى از اشخاص امّت است واقع خواهد بود و معنى « من كنت مولاه فعلى مولاه » آن است كه هر كه من مولا و اولى به او بودم ، امير المؤمنين نيز چنين است . و بعد از آن گفته كه اين حديث صريح است در آنكه حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله امير المؤمنين عليه السّلام را به منقبتى و مرتبه‌اى و درجه‌اى مخصوص ساخته كه به غير از او هيچ‌كس از جانب رسول خدا به اين قسم مرتبه اختصاص نداشته و به اين نحو
هامش
( 1 ) . مطالب السئوول ابن طلحه شافعى ص 16 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 187 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده