على بن أبي طالب است . وصيت در زبان عرب به معنى وصل كردن و بهم پيوستن نيز آمده است و در عرف آن است كه تصرفى كه وصيتكننده را بود بعد از او به همان نحو تصرف است مر آن شخصى را كه وصى است ، پس وصى به معنى كسى است كه أولى به تصرف باشد از ديگران در امور و احوال وصيتكننده در هر امرى و هر كارى كه باشد ؛ بلى اگر در جائى اضافه به چيزى كنند مثلا گويند « وصى طفل در امرى » ، آنجا مخصوص به همان امر خواهد بود و در - ما نحن فيه - مطلق است و در همه امرى جارى است .
حديث ديگر فول رسول خداست كه خطاب به امير المؤمنين عليه السّلام نموده فرمود : « انت منّى بمنزلة هارون من موسى الا انّه لا نبى بعدى « 1 » » ؛ يعنى يا على ، تو از براى من چنانى كه هارون از براى موسى بود ؛ چيزى كه هست اين است كه بعد از من پيغمبرى نخواهد بود . و اين حديث در تصانيف موافقين و مخالفين به تكرار مذكور شده به تقريبات مختلفه و اين روايات از روايات مشهوره بين الطرفين است كه علماى جانبين به مناسبت دوستى و دشمنى اهل بيت ، ذكر كردهاند و در اكثر روايات به تأكيد آن معنى بر زبان معجز بيان رسول خدا ورود يافته كه « يا على ، انت اخى و وصيى و خليفتى من بعدى و قاضى دينى » و اگر انصاف باشد ، اين حديث نيز از احاديث متواتره است و غرض آن حضرت از خطاب « انت منّى » اثبات خلافت امير المؤمنين عليه السّلام است بر روشنترين وجهى كه دلالت بر مطلوب داشته باشد چرا كه فرموده هر حالتى و منزلتى كه هارون را نسبت به موسى بود ، امير المؤمنين عليه السّلام را نسبت به من حاصل است و در اين عبارت چندين فايده فهميده مىشود :
اول نص به خلافت چنانچه ظاهر است ؛
دوم بيان برادرى كه به فرمان سبحانى ميان آن حضرت و حضرت
هامش
( 1 ) . مناقب ابن مغازلى حديث 40 - 56 ، ص 27 - 37 ؛ صحيح بخارى ج 6 ، ص 3 ؛ مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 170 و 175 .