مردم اين اعتقاد كنند و از اينجا تجويز خدائى على فهم نمىشود چنانچه او توهم كرده و عجب است كه شافعى را امام و پيشوا مىدانند و آنچه تصور كرده و مضمون به نظم آورده فارسى زبانان اكثر آن را متذكرند و آن شعر اينست :
لو ان المرتضى ابدى محله * لا ضحى الناس طرا سجدا له
كفى فى فضل مولانا على * وقوع الشك فيه انه اللّه
و مات الشافعى و ليس يدرى * على ربّه ام ربّه اللّه
آيه سراپا هدايه ديگر
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبانِ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ
« 1 » است .
جمهور اهل سنّت روايت نمودهاند و اكثر ايشان از انس بن مالك نقل كردهاند و ثعلبى در تفسير خود آورده « 2 » و حافظ ابو نعيم از ابن عبّاس نقل كرده « 3 » كه مراد از « بحرين » امير المؤمنين عليه السّلام و فاطمهء زهرا عليها السّلام و « برزخ » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است و از « لؤلؤ و مرجان » مراد امام حسن و امام حسين عليهم السّلام است و صاحب كشف الغمّه نيز به همين طريق نقل كرده « 4 » و در كتب تفاسير و مناقب نيز به همين منوال مسطور است و شيخ عزّ الدّين عبد السلام شافعى مقدسى رسالهاى در مدح خلفاء راشدين نوشته « 5 » و در آنجا ذكر نموده كه چون خديجه كبرى - رضى اللّه عنها - به فاطمه زهرا حامله شد و از غم تنهائى خلاص يافت و فاطمه با او صحبت مىداشت و مونس او بود خديجه اين راز را از رسول خدا پنهان مىداشت تا روزى آن حضرت رسيد و شنيد كه خديجه با كسى در حديث است ، پرسيد كه با كه حرف مىزنى ؟ گفت : با اين طفل كه در شكم دارم ! گفت : اى خديجه ، بشارت باد تو را كه اين دخترى است كه حق تعالى
هامش
( 1 ) . سوره الرحمن ، آيه 19 - 22 .
( 2 ) . تفسير ثعلبى ، ج 4 ، ورق 289 ، ب ؛ نقل از النور المشتعل . . . ص 238 .
( 3 ) . النور المشتعل . . . ص 237 .
( 4 ) . كشف الغمّه ج 1 ، ص 323 .
( 5 ) . نزهة الكرام و بستان العوام ، ج 2 ص 601 .