تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
را به متابعت على عليه السّلام امر نموده و از مخالفت او منع فرموده چگونه مخالفت او كنيم ؟ حاصل ، اثرى بر نفاق منافقان مترتب نشد و چنانچه در آخر سوره اشعارى به آن شده و صبحى كه دشمنان در خواب غفلت بودند بر سر ايشان ريخته از هر طرف گردباد بلا انگيختند و حق تعالى ولىّ خود را نصرت داده اهل ايمان به استظهار سرور مؤمنان بعضى از دشمنان را كشتند و بعضى را گرفتند و برخى زخمى و مجروح گريختند و در همان صبح جبرئيل امين صورت واقعه را با « سورهء مباركه و العاديات » به خدمت رسول خدا آورد . آن حضرت اهل مدينه را بشارت داد و چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام با فتح و فيروزى برگشت و به مدينه نزديك شد ، حضرت رسول خدا به استقبال آن حضرت بيرون آمده اصحاب از دو طرف صف كشيده ايستادند و چون چشم على بر رسول خدا افتاد پياده شد . حضرت رسول فرمود كه يا على ، سوار شو كه خدا و رسول از تو راضىاند و امير عليه السّلام بگريست . رسول خدا فرمود كه يا على ، اگر نه آن بودى كه مىترسم كه طوايف امت من دربارهء تو بگويند آنچه نصارى در باب عيسى بن مريم عليه السّلام گفتند ، امروز در باب تو چيزى چند مىگفتم كه نمىگذشتى بر هيچ طايفه از مردمان مگر آنكه خاك قدمين ترا در ديده مىكشيدند . « 1 » و كسى كه درين قسم واقعه فتحى چنين كند و حق تعالى در شأن او سوره‌اى چنين فرستد و پيغمبر خدا در مدح او اينها گويد ظاهرا به خلافت و نيابت اولى باشد از آنكه به آن حال برگردد و يكى از معاندين درين مقام گفته كه چون مىتواند بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله تجويز خدائى على كرده باشد و حال آنكه از اين روايت ظاهر مىشود كه از ترس آنكه او را به خدائى پرستند احوال او را چنانچه هست بيان نفرموده و اين گفتگو لايق نيست الّا از رافضيانى كه محبت على را به سر حدّ افراط مىرسانند و حال آنكه از كلام حضرت رسالت پناه مفهوم نمىشود مگر آنكه مبادا
هامش
( 1 ) . نهج الحق ، ص 194