تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
زهره بود يا زحل . و اين معنى موجب ظهور نايرهء حسد حسّاد شده بىاختيار بر زبان آورده گفتند : يا رسول اللّه به درستى كه تو گمراه شده‌اى در دوستى على بن أبي طالب ! ؟ ؟ و هنوز حرف ايشان تمام نشده بود كه اين آيه نازل شد كه « به حق ستاره كه چون طلوع كند و به زمين فرود آيد ، گمراه نشد صاحب شما يعنى محمد مصطفى و خطا نكرد و مرتكب هيچ باطل نشد . » و از امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه فرمود : مراد از ستاره ، دل آن حضرت است يعنى دل او به غير از امير المؤمنين به كسى فرود نيامد و دل مباركش به باطل ميل نفرمود . و مفاد آيه آن است كه سخن نگفت و نمىگويد از هواى نفس يا به آرزوى طبع يعنى به باطل تكلّم نمىكند و دلش با زبان يكى است و نيست آنچه مىگويد مگر وحى كه از جانب اللّه به وى فرود مىآيد ؛ پس دربارهء خلافت امير المؤمنين به خواهش نفس چيزى نگفته تا جبرئيل پيغام نياورده آن حضرت نقل نفرموده و بفرموده الهى اين منصب عالى مخصوص به وى گشته . و از اينجا مفهوم مىشود كه امامت امرى است منصوص من اللّه كه تا از جانب اللّه به شخصى مفوّض نگردد رسول او به مقتضاى خاطر او خود به احدى رجوع ننمايد و يكى از معاندان خواسته كه اين آيه نيز از فيض عناد او بىبهره نباشد گفته اين آيه مكّى است و در اول بعثت نازل شده و ابن عباس در آن وقت متولد نشده بود و از اين غافل است كه ممكن است كه در سال فتح مكه يا در حجّة الوداع نازل شده باشد و ديگر گفته‌اند كه دور مىنمايد از اصحاب كه اين لفظ ركيك را نسبت به آن حضرت داده گويند كه تو در محبت على عليه السّلام گمراه شده‌اى و از اظهار اين مراتب كه دور مىنمايد كفر خود را ثابت كرده چه هرگاه آيه از جانب اللّه نزول يافته قبل از آنكه اصحاب اظهار مبادرت به آن بىادبى نمايند چگونه مىشود و يا به خاطر خود درباره جناب نبوى صلّى اللّه عليه و آله چيزى گذرانيده بر كفر جبلى و ذاتى خود افزوده . گوئيا نشنيده است كه برادران يوسف در اول مىگفتند : پدر ما ، يوسف را از
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 103 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده