تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
جواب آنكه در حديث « أصحابى كالنّجوم » آثار وضع و بطلان ظاهر است ؛ چون قاضى عياض مالكى مذهب شارح كتاب « شفا » گفته است كه اين حديث حجت نمىشود زيرا كه در طريق آن « حارث بن حصين » است و او مجهول است و حالش معلوم نيست و بعد از آن نام چند كس را از علما مىبرد كه همه حكم به وضع و بطلان اين حديث كرده‌اند و اگر كسى تسليم كند كه موضوع نيست معنى حديث آنست كه به هر يك از اصحاب كه اقتدا كنيد هدايت مىيابيد و حال آنكه بسيارى از اصحاب مرتد و كافر شدند و از دين برگشتند . « 1 » پس آنها را چون هادى توان گفت و به آنها چون اهتدا توان يافت ؟ ! در كشتن عثمان بعضى از مردمان اقتدا به صحابه كرده بودند لا بد در آن امر هدايت يافته باشند پس بايد كه مراد از اصحاب بعضى باشند كه مخصوص باشند به زيادتى علمى و كمالى نه هر اصحابى و آن مخصوص اگر شخصى باشد كه « سلونى عمّا دون العرش » تواند گفت و مطالعهء لوح محفوظ تواند كرد ظاهرا بهتر باشد از كسانى كه معنى كلاله و ابا را ندانند يا خود گويند كه زنان در خانه‌ها افقه از مااند . و اما جواب آنكه « هادى » بودن مسلم است اما نص بر امامت نيست ، اينكه « هادى » بودن آن حضرت خصوصيات ديگر دارد از آنكه در مقابل رسول خدا واقع شده چنانچه فرمود : من منذرم و تو هادى و حصر در او كرد كه به تو هدايت مىيابند و اينكه چه مطلق هدايت منحصر است در او ، بايد كه در جميع اوقات هدايت‌كننده باشد و اينها دليل است بر تقدم او بر هر كه نزاع در امر خلافت داشته باشد چنانچه رسول خدا فرموده و در بعضى روايات مسطور است كه آيه چنين آمده كه « انما انت منذر لعباد و علىّ لكل قوم هاد » و در اينجا هم لفظ « على » را از آيه انداختند « 2 » .
هامش
( 1 ) . يك بيت شعر اضافه دارد ؛ ( كاشف الحق ، ص 55 ) . ( 2 ) . براى توضيح در اين خصوص به مقدمه كتاب مراجعه شود .