تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ
« 1 » تا آخر ؛ يعنى چون تكليف كرد ابراهيم را پروردگار او به كلماتى كه اوامر و نواهى بود يا مناسك حج و يا سنن و آداب دين يا آن پنج اسم كه آدم در وقت توبه به آن متوسل شده بود پس ابراهيم عليه السّلام آن را به اتمام رسانيده و بدان قيام نمود حق تعالى به او ، گفت : چون متابعت فرمان كردى به درستى كه من گردانيدم ترا از براى مردمان پيشوا در دين مبين كه به تو اقتدا كنند جميع بندگان . ابراهيم التماس نمود كه از فرزندان و اولاد من نيز امامان پيدا كن حق تعالى در جواب او فرمود كه نمىرسد امامت ستمكاران را يعنى عاصيان و كافران را از ذريه تو ؛ پس چگونه مشركان و ظالمان را منصب امامت و خلافت كه در مرتبهء نبوّت است سزد چه شرك اعلى مرتبه ظلم است كه
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
« 2 » و اين معنى بر خلفاى ثلاثة صادق است كه مدتها به سجود اصنام و شرب خمر و ارتكاب ساير معاصى كه هر يك منافى امامت است بسر برده با سبق كفر و در زمانى كه بحسب ظاهر قبول اسلام نموده باشند غصب امامت و خلافت و جانشينى رسول خدا كه از فرزندان اسماعيل بنص الهى مخصوص على عليه السّلام و باقى ائمه معصومين عليهم السّلام است كه از اول عمر تا آخر معصوم‌اند مىنمايند . و نزديك است به اين معنى حديثى كه از ابن مسعود نقل شده كه نسفى سنّى حنفى مذهب در « تفسير مدارك » نقل نموده « 3 » در تفسير آيه نجوى از امير المؤمنين عليه السّلام كه آن حضرت فرمود كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مسأله‌اى چند پرسيدم تا آنكه گفتم : ما الحقّ ؟ يعنى از ميان چيزها حق كدام است كه همه كس تابع آن بايد شد ؟ فرمود : الاسلام و القرآن و الولاية اذا انتهت اليك » ؛ يعنى حق سه چيز است ، يكى دين اسلام و يكى كتاب خدا و يكى ولايت و جانشينى من آن وقتى كه به تو رسيده باشد . و مقرّر است پيش اصوليان كه يكى از حجتها ، مفهوم شرط است ؛ پس
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 124 . ( 2 ) . سوره لقمان ، آيه 13 . ( 3 ) . تفسير نسفى ج 3 ، ص 493 .