از اينجا لازم مىآيد كه ولايت پيش از آنكه به آن حضرت رسد باطل باشد و خلافت خلفاى ثلاثه هر سه پيش از خلافت آن حضرت بود ؛ پس هر سه باطل و ناحق باشند .
آيه ديگر آنكه
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
« 1 » . در كتاب « فردوس » « 2 » كه از كتب مخالفين است از ابن عباس نقل كردهاند كه گفت : « قال رسول اللّه : انا النذير و المنذر و علىّ الهادى ، بك يا على ، يهتدى المهتدون » و بعينه همين حديث را حافظ ابو نعيم كه از علماى اهل سنت است روايت نموده « 3 » ؛ يعنى رسول خدا فرمود كه من بيمكننده و ترسانندهام مردم را از عذاب آخرت و على هادى و راهنماينده است ، به تو يا على هدايت مىيابند آنهائى كه اهليّت هدايت و استحقاق راه يافتن دارند . اين آيه صريح است در ثبوت امامت و ولايت و فخر رازى در تفسيرش نقل كرده « 4 » از ابن عباس كه او گفت : رسول خدا دست مبارك بر سينهء با سكينهء خود نهاد و گفت : انا منذر و اشاره به جانب على عليه السّلام كرده فرمود : « انت الهادى و بك يا علىّ ، يهتدى المهتدون » .
و ثعلبى هم در تفسيرش « 5 » مثل آنچه فخر رازى نقل كرده بىزياد و كم آورده است و مع هذا يكى از معاندين گفته است كه اگر آيه نص است و حديثى كه از رسول خدا نقل شده نص باشد پس آن حديثى كه از رسول اللّه مروى است كه « أصحابى كالنّجوم بأيّهم اقتديتم اهتديتم » « 6 » نيز نص باشد در خلافت خلفاى ثلاثه و ديگر از آيات و حديث لازم آمد كه على عليه السّلام هادى باشد و هادى بودن نص بر امامت نيست .
هامش
( 1 ) . رعد ، آيه 7 .
( 2 ) . اين حديث را در فردوس الاخبار ابن شيرويه ديلمى ، چاپ شش جلدى با تصحيح سعيد زغلول ، نيافتيم ولى مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ، ص 84 و منهاج الكرامة از فردوس الاخبار نقل كردهاند و بنا به تصريح احقاق الحق ج 4 ، ص 300 دامغانى در اربعين خود اين حديث را از فردوس الاخبار نقل نموده است .
( 3 ) . النور المشتعل ، ص 118 .
( 4 ) . تفسير فخر رازى ج 19 ، ص 12 .
( 5 ) . احقاق الحق ج 4 ، ص 300 از ثعلبى نقل كرده است .
( 6 ) . ميزان الاعتدال ج 1 ، ص 607 ؛ جامع الاصول حديث شماره 6369 .