خليفه و قائم مقام او بودند چنانچه آدم را شيث كه هبت اللّه لقب داشت و از شيث تا ادريس عليه السّلام و از او تا به نوح نبى عليه السّلام و نوح را پسر او سام و از هر پدرى به پسرى تا ابراهيم و از ابراهيم به اسماعيل و اسحاق و از اسحاق به يعقوب و از يعقوب به يوسف عليه السّلام و موسى را هارون در حال حيات و يوشع بن نون بعد از وفات كه ابن عمّش بود و داود را سليمان و عيسى را پسر خالهاش شمعون و زكريا را يحيى ؛ پس رسول ما را نيز بايد خليفه از ذرّيه او باشد و انبيا هرچه كردهاند به فرموده خدا بوده و خداى تعالى در قرآن به رسول خود خطاب فرموده كه
سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا
« 1 » ؛ يعنى تو نيز بر سنّت انبيا مىرفته باش و از سنت مراد شريعت نبود كه گويند منسوخ شده باشد ؛ پس بايد كه مراد عدل و نبوت و امامت باشد و جاى ديگر مىفرمايد
فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً
« 2 » ؛ يعنى تابع ملت ابراهيم باشيد و پيروى مذهب و دين او بكنيد و ابراهيم را به موجب
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ
« 3 » خليفه از ذريه او بود .
پس بايد كه رسول ما را نيز خليفه از ذريه او باشد و اگر كسى اعتراض كند و گويد كه عباس نيز عمّ حضرت رسول بود و قرابت داشت پس اين دليل شما بر او هم جارى است . جوابش آنكه حق تعالى فرموده كه
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ
« 4 » عباس اگر چه خويش بود اما هجرت با رسول اللّه نكرده بود و معنى آيه آن است كه آنان كه ايمان آورده باشند و از جمله مهاجرين نباشند نيست ايشان را از ولايت شما نصيبى و بهرهاى و اين دليل از دلايل نقلى هم مىتواند بود .
هامش
( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 77
( 2 ) . سوره آل عمران ، آيه 95
( 3 ) . آل عمران ، آيه 34
( 4 ) . سوره انفال ، آيه 72