تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
تمام كردن از بيان خويشى خود و علم و فضل و ساير صفات و اجراى حجتى كه از ايشان بر انصار تمام كرده بر ايشان رو نمود و گفت كه از خدا بترسيد و نبوت را از خانه رسول به خاندان ديگران نقل نكنيد و حق را به صاحب حق واگذاريد كه عالم به كتاب خدا و سنن رسول اللّه و دانا به مسائل شريعت و قوانين ملت ، مائيم و ما به رسول خدا اولائيم در موت و حيات . و حق ما را غصب نكنيد و ظلم و تعدّى بر ما و بر خود روا مداريد . تا آخر آنچه گذشته بود و بيان شافى در آن فصل آورده . نمىدانم كه ابن قتيبه ميان آنچه در اين فصل نوشته و ميان حديثى كه او و جميع اهل سنت نقل نموده‌اند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرموده كه « بايّهم اقتديتم اهتديتم » « 1 » ؛ يعنى به هر كدام از اصحاب كه اقتدا نمائيد اى امت من هدايت مىيابيد . چون جمع مىكند كه اگر آنچه در آن فصل ذكر كرده است در آن تأمل كند مىداند كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آنچه بيان فرموده در آن صادق است و راست مىگويد و از آن كذب ابا بكر و ظلم و تعدى او لازم مىآيد يا آنچه گفته است در آن كاذب است و أبو بكر صادق و آنچه كرده به حق كرده و حال آنكه ايشان امير المؤمنين را نيز امام مىدانند و از اين كلام لازم مىآيد كه يكى از اين دو كس كاذب باشد و كاذب مستحق منصب امامت نيست . حاصل آنكه طايفه‌اى از معاندان ، جمعى از اجلاف عرب را با خود يار ساخته نام خلافت بر ابى بكر نهادند و اسم بىمسمى را اطاعت نموده نوشتجات ناشى از كذب و افترا به اطراف فرستادند و اين معنى را اجماع معتبر در شرع قرار دادند ! و امت محمد صلّى اللّه عليه و آله را تا روز قيامت در ضلالت انداختند و كسانى را كه در ضبط احوال خود و سهل‌ترين مهمى از مهمات دنيوى و حل مسأله‌اى از مسائل شكى يا سهوى كه بر ايشان وارد شود عاجز بودند تا روز آخر در شرق و غرب عالم بر خون و مال و عرض مسلمانان تسلط دادند و ايشان نيز متحمل وزر و و بال عالميان در اين
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال 1 / 607 چاپ دار المعرفة - بيروت