5 - 2 - واقعمحورى به جاى اسم وعنوان :
تحليلگر مسلكهاى عرفانى نبايد اصالت را به اسم وعنوان بدهد ونسبت به آن حساس باشد بلكه بايد صرفا به واقع خارجي بها دهد وبس . قرآن خود مروج اين شيوه است آنجا كه مىفرمايد :
« لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَلا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ . »
« 1 » ؛ نه به آرزوهاى شماست ونه به آرزوهاى أهل كتاب ، آنكه كردار بد انجام دهد بدان كيفر بيند .
و :
« ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَلا نَصْرانِيًّا وَلكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً . »
؛ « 2 » حضرت إبراهيم عليه السّلام نه يهودي بود ونه نصراني وليكن تابع آيين فطرى ودر پيشگاه خدا تسليم بود .
پس كمال وسعادت بشرى نه در گرو عنوان مسلمانى صرف ، شيعه و . . .
است ونه شقاوت وانحطاط أو در گرو نام وعنوان صوفي يا عارف و . . . بلكه سعادت وشقاوت در گرو طي مراحل كمال با دو بال معرفت ( حكمت ) وعمل صالح ونيل به قلهء شخصيت رباني است .
6 - 2 - معرفت اسمايى حضرت حق - جل اسمه - ومقام انسان آرمانى قران :
در عرصهء عرفان ، سرنوشت تمام مسائل به سرنوشت دو مسألهء بنيادين بستگى دارد : معرفت أسمائي حضرت حق - جلت عظمته - ومعرفت مقام انسان آرمانى يعنى ، نقص وكمال وتعالى وانحطاط هر مسلك عرفانى به تلقى آن مكتب از اين دو مسأله بستگى دارد . از همين روى نقاد أهل عرفان بايد پيش از هرچيز ، نگرش خود به اين دو مسأله را تكميل وتصحيح كند زيرا كه ميزان رد وقبول مسلكها در همين دو گنجينهء عظيم نهفته است .
هامش
( 1 ) . نساء 123 / .
( 2 ) . آل عمران 67 / .