جوانهاى زده وپس از آن در طول تاريخ مورد رد وقبول وجرح وتعديل قرار گرفته وتكامل يافته است آنگاه در مسير جريان رشد شايد در مرحلهاى دچار انحطاط وآفت شده ودر برههاى ديگر با احياگرى احياگران ، حيات تازهاى يافته باشد . پس بىخبرى پژوهشگر از سير تكاملى آن جريان يا انديشه موجب مىشود كه بدون توجه به مراحل رشد وكمال آن ، با تمسك به انحطاط آن جريان ، در برههاى ديگر ، بر رد وانكار مطلق آن داورى كند ودگربار خشك وتر را بسوزاند وسرمايههاى فكرى وفرهنگى قومي را طعمهء بىخبرى وجهل مركب سازد .
نكتهء ديگرى كه از اين أصل استنباط مىشود اين است كه أهل عرفان نيز مانند ساير فرق ديني جايز الخطا ودر معرض ارتكاب اشتباهند هيچ يك از أرباب معرفت از أهل عرفان ادعاى مصونيت نكردهاند . كتاب تلبيس إبليس ابن جوزي بغدادي گواه اين نكته است كه تمام فرزانگان وادى دين ودانش به تعبير ايشان در معرض فريب شيطان وافتادن به وادى گمراهىاند . پس امكان خطا واشتباه در شناخت ، فقيه ، متكلم وفيلسوف وعارف نمىشناسد . هر انديشه ومعرفتي به طور طبيعي ، نخست بسان جوانهاى در انديشهء جمع أهل معرفت آشكار مىشود وبه تدريج در طول تاريخ ، ضمن رد وقبول وجرح وتعديل رشد مىيابد وسرانجام به درختى تناور مبدل مىشود .
3 - 2 - لزوم ثقلين محورى در پژوهش : پيشتر گذشت كه عقل وانديشهء مجرد به دليل تأثيرپذيرى از سائقههاى زيستى ودفاعى ديگر ، محدوديت توان وعدم توفيق در عرصهء عمل وتجربه نمىتواند براي نقد أهل عرفان پايگاه مطمئنى باشد ومكاشفهء عرفانى نيز بنابر اعتراف بزرگان أهل عرفان به كشف رحماني وشيطانى تقسيم مىگردد ؛ يعنى ، مكاشفهء بشرى نيز از وسوسههاى نفساني وشيطانى مصون نيست . « 1 »
هامش
( 1 ) . آشتيانى ، جلال الدين ، شرح مقدمهء قيصرى ، ص 586 .