تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( عربى - فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
در بىمبنايى است زيرا أهل تعمق وحكمت هرگز به پديده‌هاى معرفتي وعملي با دلدادگى ومثبت‌نگرى برخورد نمىكنند . وبگذريم از اينكه مولوى دربارهء اينان مىگويد :
آنكه گويد جمله حقند احمقى است * وآنكه گويد جمله باطل أو شقى است
در شاهكارهاى شامخ أدبي - عرفانى ما شيوهء عبارت‌محورى وناديده گرفتن دنياي إشارات نيز به خوبى نقد شده است . مرحوم شبسترى در مثنوى گلشن راز مىگويد :
معاني هرگز اندر حرف نايد * كه بحر قلزم اندر ظرف نايد ندارد عالم معنى نهايت * كجا بيند مر أو را لفظ غايت هر آن معنى كه شد از ذوق پيدا * كجا تعبير لفظي يابد أو را ؟ !
مولوى نيز خوب بيان كرده است :
چند از اين ألفاظ واضمار ومجاز * سوز خواهم سوز با آن سوز ساز گر بريزى بحر را در كوزه‌اى * چند گنجد ؟ قسمت يك روزه‌اى قالب وألفاظ را بر هم زنم * تا كه بىاين هر دو با تو دم زنم
ويا :
مرنجان عاشقا لفظ درى را * غلافى نيست تيغ حيدرى را
برخورد عبارت محورانه با نقد عرفان ومشربهاى عرفانى ، بسان روح‌شناسى از طريق كالبدشناسى است كه حاصلى جز جهل مركب ندارد . ولى چنانكه گذشت روش أهل عرفان در نقد أهل عرفان تاكنون بهترين شيوه‌اى بوده است كه پرده از حقايق دنياي عرفان برمىدارد . به گفته حافظ :
حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست * كه آشنا سخن آشنا نگه دارد
يا :
مدعى خواست كه آيد به تماشاگه راز * دست غيب آمد وبر سينهء نامحرم زد