ضعيفه ومتشابهه وروايات مموهه يا قرآن وحديث را مانند ملحدان به مدعا ورأى خود تفسير وتأويل كردن ، خود را وديگران را گول زدن وبر ضلالت واضلال افزودن است . » « 1 » در فرازى ديگر ، نظر علماى شيعه وسنى را نيز موافق مدعاى خود مىداند ومىفرمايد : « وخود معلوم شد كه علماى شيعه كه در قديم بودهاند صوفيه را مطلق منكر بودهاند وچون منكر نباشند كه امامان ايشان ، صوفيه را مذمت كردهاند بلى منكر نبودهاند كسى را از ايشان كه مىدانستهاند كه از روى تقيه اين نام بر خود گذاشتهاند وبا آنكه بعضي از طوايف سنى به اتفاق سنى بودهاند مانند قدماي علماى شيعه به غايت انكار صوفيه مىنمودهاند وايشان را ملحد شمردهاند . » « 2 » ودر قسمت ديگرى به اختصار اعلام مىدارد كه : « وبدانكه دلايل عقلية ونقليه بر كفر صوفيه بسيار است . » « 3 »
ما بر اين باوريم كه آن فقيه بزرگ ونامدار تشيع - رحمة الله عليه - در نقد تصوف شيوهء نخست را برگزيده است البتة شرايط فرهنگى ، سياسي واجتماعي عصر آن بزرگوار را از نظر دور نمىداريم زيرا در اين ترديدى نيست كه فرزانهاى چون ايشان هيچگاه قصد وغرضى جز احياى دين وحمايت از حريم ثقلين نداشته است بلكه بحث ما در اتخاذ شيوه وارائه أصول جامع براي نقد وتحقيق جامع در مسلكهاى عرفانى است .
اتخاذ شيوهء عقلانى وعلمي محض در نقد أهل عرفان نيز ناتمام است زيرا عقل علاوة بر اينكه در معرض آسيبپذيرى از محركهاى درونى وعوامل بيرونى است ، أوج پروازش محدودهء معينى دارد از همين روى متكلمان ، فلسفهء نياز به وحى ونبوت را « يارىرسانى به عقل - در آنچه كه مىفهمد - واستفادهء حكم - در آنچه كه به آن رهنمون نمىشود - » ذكر كردهاند .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 599 .
( 2 ) . همان ، ص 600 .
( 3 ) . همان ، ص 601 .