تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( عربى - فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
زبان از ياد رفت وزبان منحصر به زبان عبارت انگاشته شد اين يكى هم نارسا وآشفته مىشود . » « 1 » پس عده‌اى از أهل أدبيات مىخواهند فرهنگ وفرقه‌هاى عرفانى را در آيينهء عبارات وكشف رموز فنى أدبي آن جستجو كنند .

6 - 1 - شيوهء أهل عرفان در شناخت ونقد أهل عرفان :

بزرگان أهل عرفان شايد بهترين شيوه را براي نقد مسلكهاى عرفانى عرضه داشته باشند . آنان مكاشفات عرفانى را به رحماني وشيطانى تقسيم كرده‌اند « 2 » از همين روى حافظ گفته است :
نقد صوفي نه همه صافي بىغش باشد * اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد
مثنوى مولوى خود بهترين آيينهء نقد تصوف است . در قلمرو آفتهاى عدم دقت در گزينش مرشد وخضر راه مىگويد :
چون بسى إبليس آدم روى هست * پس به هر دستى نبايد داد دست
يا :
مىكند شرح كلام با يزيد * شرم دارد از درون أو يزيد
مولوى ، هم سخنى وهمزبانى أهل تحقيق با أهل عرفان را شرط لازم نقد تلقى مىكند :
رو مجرد شو مجرد را ببين * ديدن هرچيز را شرط است اين عقل گردى عقل را دانى كمال * عشق گردى عشق را بيني جمال
در فراز ديگرى از مثنوى رد مطلق يا پذيرش مطلق أديان ومسلكها را به شدت نكوهش مىكند :
اين حقيقت دان نه حقند اين همه * نى بكلى گمرهانند اين رمه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 8 . ( 2 ) . آشتيانى ، جلال الدين ، شرح مقدمهء قيصرى ، ص 586 .