فهم وشناخت عميق ابعاد ديگر دين از جمله نكات عرفانى ناكام بماند ، در نتيجة شيوهء تكفير أهل عرفان را در پيش گيرد . از همين روى گروهى از دينشناسان ، نظريهء وحدت وجود أهل عرفان را مصداق كفر والحاد وگروهى ديگر ، آن را غير منافى با ثقلين تلقى كردهاند . چنانكه ممكن است عدهاى براساس اصالت دادن به باطن در عرفان اسلامى ، آن را به دور از دنيا وعرصههاى اجتماعي تلقى كنند ولى گروهى ديگر برمبناى نگرش عميق به پيوند ميان روح وجسم ودين ودنيا به رابطهء استوار وعميق ميان عرفان وسياست يا دنيا معتقد باشند .
پس فربه وبرجسته كردن بعدى از ابعاد معارف ديني موجب لاغرى وفراموشى ابعاد ديگر مىشود وزمينهء اتخاذ شيوهء انكار يا پذيرش مطلق بعدى از ابعاد ديگر را فرآهم مىآورد .
2 - 1 - برخورد عقلانى وعلمي :
گروهى ، مسلكهاى عرفانى را مانند شاخههاى ديگر علوم ومعارف ديني ، پديدهاى علمي در قلمرو تاريخ علم يا دينشناسى تلقى كرده وبراي تحليل آنها روش عقلانى وتجزيه وتحليل علمي را در پيش گرفتهاند . روش مستشرقين وبرخى از فرزانگان شيعي وسنى همين است . آنان بر اين باورند : همانگونه كه در تحليل تحريف يك خبر يا گزارش تاريخي ، مانند نهضت عاشورا ، شيوهء عقلانى را در پيش مىگيريم در رد يا قبول مسلكهاى عرفانى نيز بايد همين روش را در پيش بگيريم ، در غير اين صورت دچار آفت خرافهزدگى خواهيم شد . همانگونه كه رد يا قبول يك نظريه يا تئورى فلسفي وكلامي ، برخورد عقلانى وشيوهء استدلالي مىطلبد . چنانكه غالبا مستشرقين بىغرض با همين شيوه با عرفان برخورد مىكنند . نخستين كسى كه عرفان وعارفان را با أسلوب عميق علمي وبا ميزان عقل مورد بررسى ونقد قرار داد مرحوم ابن سينا در نمط نهم ودهم إشارات بود البتة وجه تمايز شيوهء آن بزرگ نسبت به عقليون ديگر همنوايى احساس با انديشه است . از تحليلها وإشارات أو به دست مىآيد كه نه