تنها در بررسى خود با أهل عرفان همزبان است كه در انديشه واحساس نيز با آنان همگونگى دارد وهمين تمايز است كه نمط مقامات العارفين واسرار الآيات آن نادرهء روزگار را فراتر از يك اثر عقلانى صرف قرار مىدهد بلكه در عين عقلانى بودن ، محصول احساس واشراق متعالي نيز هست .
هرچند أو در صدد است كه از محدودهء أوج پرواز عقل نظري فراتر نرود ولى عبور شاهين شهود واحساس أو از مرز ميزان عقل بر أهل معرفت پوشيده نيست .
3 - 1 - برمبناى نگرش سياسي واجتماعي :
گروهى نيز در صددند مسلكهاى عرفانى را با نگرش سياسي واجتماعي مورد تحليل قرار دهند نه از منظر معرفتشناسى وتحليل علمي . آنان غالبا جامعهشناسان يا سياستمدارانند . برمبناى اين روش ، فرقههاى صوفيه زاييدهء دست سياست يا استعمار خارجيند زيرا حكومتهاى بيدادگر يا وابسته مىكوشند با استفاده از مسلكهاى باطنگرا جامعه را به ديار بىتفاوتى وبىدردى سوق دهند پس پيدايش وتوسعهء اين گرايشها ماهيت سياسي واجتماعي دارد . در برخى از نقدهاى تصوف آمده است : « بررسى تاريخ نشان مىدهد كه هميشه دشمنان شرق ، سعى داشتهاند أفكار مردم شرق را به يك نوع بىتفاوتى در برابر حوادث سوق دهند ، ومطمئنا هيچ چيز بهتر از أفكار صوفيانه وصوفي مسلكها وخزيدن در گوشهء خانقاه وپناه بردن به سلسلهء تخيلات نظر آنها را تأمين نمىكرده است لذا آنها مروج اين أفكار وتعليمات بوده وهستند ومطمئنا هرقدر مردم اين سامانها به اين مسلكها روى آورند بار آنها سبكتر ومقاصد آنها عملىتر خواهد شد . » « 1 »
البتة تحليلهاى ديگرى نيز از ماهيت اجتماعي عرفان صورت گرفته است چون يافتن پايگاه فكرى براي عقايد اباحيگرى وآزادى در برخوردارى از تمتعات ويا گشودن عقدهها ونجات از سرخوردگيهاى روحي واجتماعي و . . .
هامش
( 1 ) . مكارم شيرازي ، ناصر ، جلوهء حق ، ص 4 ، انتشارات هدف .