آنا همت گماشته وكرامتها ومكاشفههاى عرفانى را خرافات يا تجربههاى شخصي معرفى مىكنند . در اين ميان فرزانگانى از احياگران تفكر ديني را شاهديم كه به دور از جنجالها به نقد وتحليل عرفان ومسلكهاى عرفانى پرداختهاند چون أستاذ مطهرى ، أستاذ حسنزادهء آملي ، أستاذ جوادى آملي ، مرحوم ملا صدرا وبه ويژه ولى الهى واحياگر احياگران ، امام خمينى قدّس سرّه كه با بنيان نهادن عرفان مبتنى بر ثقلين - كه از آن به عرفان متعالي تعبير مىكنيم - استوارترين روش وشيوهء صحيح تحقيق در مسلكهاى عرفانى را پيش رويمان گشودهاند .
مرحوم مقدس اردبيلى قدّس سرّه بخشي از كتاب شريف حديقة الشيعة را به نقد أهل عرفان ومسلكهاى تصوف اختصاص داده است . احياى نام وانديشهء آن شخصيت بزرگ ، ما را بر آن داشت كه مباني وروش آن بزرگ در نقد أهل تصوف وعرفان را مورد تأمل قرار دهيم ولى براي بررسى بنيادين وهمه جانبهء اين موضوع از فلسفهء عرفان ، ناگزيريم أصول وشيوهء به كار رفته در تحقيق تصوف را در قلمرويى وسيعتر از محدودهء حديقة الشيعة مورد بررسى قرار دهيم تا ضمن بررسى كلان روششناسى تحقيق در عرفان ، جايگاه شيوهء تحقيق آن بزرگمرد الهى نيز معلوم گردد . بنابراين ، مقالهء حاضر در سه قلمرو اساسى به انجام مىرسد : تأملى در مباني وشيوههاى نقد ، نگاهى به أصول وشيوهء تحقيق جامع وشيوهء امام خمينى قدّس سرّه .
1 . تأملى در مباني وشيوههاى نقد
براي نقد أهل عرفان وگرايشهاى عرفانى ، براساس مباني معرفتي مختلف ، شيوههاى مختلفي به كار گرفته شده است كه اشارهء مختصر به هريك وتأمل كوتاه در هركدام ، حايز اهميت ودرخور توجه است . به طور كلى براي نقد أهل عرفان وگرايشهاى عرفانى شش روش مىتوان شناسايى كرد :
1 - 1 - برمبناى اصالتدهى به بعدى از ابعاد معارف ديني :
ممكن است محقق به خاطر برجسته كردن بعدى از ابعاد علوم ديني ، از