افعالى چون دروغگويى ذاتا قبيح باشد بايد در همه حالات ودر هر شرايطى چنين باشد در صورتي كه اگر مصلحت مهمى چون نجات پيامبر بر دروغ متوقف باشد بدون شك چنين دروغى زيبا وقابل ستايش وهمچنين اگر راستى موجب قتل پيامبر گردد چنين صدقي ، قبيح وقابل نكوهش است .
اين مطلب را فخر رازي در مسأله 25 كتاب أربعين ص 246 وشهرستانى در قاعدهء 17 كتاب نهاية الاقدام في التحسين والتقبيح ص 380 - 370 وقوشجى در شرح بر تجريد ص 339 مطرح كردهاند ، ومحقق طوسي وعلامه حلى در كشف المراد ص 236 به نقد وبررسى آن پرداختهاند قوشجى در تقرير كلام علامه در كشف المراد مىگويد : ( وتقرير الجواب انّ الكذب في الصورة المذكورة باق على قبحه ) .
پاسخ محقق طوسي به دليل دوم اشاعره .
محقق طوسي در يك عبارت پرمغز وكوتاه چنين پاسخ مىدهد :
« يجوز ارتكاب أقل القبيحين » « 1 » يعنى ارتكاب يكى از دو فعلى كه قبح كمترى دارد جايز است .
فاضل قوشجى در تقرير وتوضيح اين پاسخ مىگويد :
دروغگويى وراستگويى در فرض مذكور بر قبح وحسن خود باقي است لكن ترك نجات جان نبي صلّى اللّه عليه واله نسبت به دروغگويى ، قبح بيشترى دارد در اين صورت عقل حكم مىكند كه آن فعلى را كه قبح كمترى دارد ( كذب ) انجام گيرد « 2 » .
قوشجى بعد از تقرير اين پاسخ بدون آنكه ايراد واشكالى كند وارد بحث ديگرى مىشود واين مطلب بر پذيرش أو دلالت دارد لكن ، مقدس اردبيلى بر قوشجى نقدي دارد كه سزاوار است بيان كنيم .
هامش
( 1 ) . كشف المراد ص 236 .
( 2 ) . شرح قوشجى ص 339 .