تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( عربى - فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
وحسن است وكذب وصدق به طور مطلق موضوع حسن وقبح نيست بنابراين استدلال تمام نيست زيرا عنوان صدق وكذب از آن افعالى است كه حسن وقبح آنها ذاتي نيست بلكه عرضى است از اين جهت ممكن است با عروض عناوينى مثل عدل وظلم يا نجات جان نبي يا هلاكت أو ، حسن وقبح آنها تغيير نمايد . بلى اين دليل تمام است بنابر دو معناى أول : 1 - حسن وقبح ذاتي . 2 - حسن وقبح براي صفت لازمه است . 3 - حسن وقبح عقلي تعيين تكليف براي خداست . يكى از دلايلى كه در منابع براي انكار حسن وقبح عقلي ديده مىشود وظاهر حق به جانب دارد سخنى است كه در كلام اين تيمية از پيروان حنبلىها وجود دارد وآن سخن اين است كه اگر حسن وقبح عقلي را قبول كنيم ، عقل حكم مىكند كه افعال قبيح از خداوند صادر نمىشود واين جز تعيين تكليف ومحدود كردن خداوند نيست وعدليه واشاعره با اين مطلب مخالفند . وى ضمن بيان مطلب از عدليه چنين انتقاد مىكند : فجعلوا يوجبون على الله سبحانه ما يوجبون على العبد ويحرمون عليه ما يحرمون على العبد ويسمون ذلك العدل والحكمة مع قصور عقلهم عن معرفة حكمتهم . « 1 » ( اماميه ومعتزله ) بر خدا لازم مىكنند آنچه را كه بر عبد لازم مىدانند وبر أو تحريم مىنمايند آنچه را كه بر بندهء أو تحريم مىكنند ونام آن « عدل وحكمت » مىگذارند در حالي كه عقل آنان از شناخت حكمت آنان قاصر وناتوان است .
هامش
( 1 ) . مجموعة الرسائل الكبرى ج 1 ص 333 رساله هشتم .