متحدان بالذات ) .
4 - وقتي در فعل زيادتى بر حدوث وپيدايش نيست ( لا زيادة في الفعل على الحدوث ) ديگر طرح اين مطلب كه ( ليس الحسن والقبح عائدا إلى امر حقيقي حاصل في الفعل ) از جانب قوشجى ناتمام است زيرا أصلا در فعل حسن وحجتي نيست ( لا زيادة في الفعل أصلا على الحدوث ) تا شما بگوييد به امر حقيقي برمىگردد يا برنمىگردد .
5 - بعلاوة يكى از مذاهب معتزله هم اين است كه حسن وقبح برخى از افعال ذاتي نيست بلكه به جهت « وجوه واعتبارات » وعناوين عارض بوده است مثل كتك زدن يتيم كه براي تأديب زيبا وبراي اذيت ، زشت است ( فان أحد مذاهب المعتزلة انهما لوجوه واعتبارات « 1 » .
ديدگاه مقدس اردبيلى در زبدة البيان
مرحوم مقدس اردبيلى در موارد مختلفي از كتاب شريف « زبدة البيان » في احكام القرآن » مسأله حسن وقبح عقلي را مطرح كرده ودلالت آيات شريفه قرآن بر اين مسأله را توضيح داده است كه به برخى از آن موارد اشاره مىكنيم .
1 - ايشان پس از طرح مباحثى پيرامون امر بمعروف ونهى از منكر واينكه وجوب آن دو عقلي است مىفرمايد : عدهاى از دانشمندان دربارهء اين آية
« وَما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
« 2 »
»
گفتهاند : اين آية دلالت دارد بر اينكه حسن وقبح عقلي نيست در حالي كه هيچ دلالتى بر اين مدعى در آية نيست ومن در مباحث أصولي از ده جهت اين مطلب را توضيح دادهام وآنجا گفتهام : بلكه در آية بر حسن وقبح عقلي دلالت دارد زيرا سياق آية دربارهء اين است كه خداوند نمىتواند كسى را قبل از بعثت رسول عقاب يا مذمت نمايد وآية در مقام اين است كه بيان نمايد كه عذاب يا نكوهش قبل از بعثت قبيح است وبراي خداوند
هامش
( 1 ) . الحاشية على الهيات الشرح الجديد للتجريد ص 118 - 117 :
( 2 ) . اسرى 15 .