حق » قضاوت نمودند .
ودر « حسنه « 1 » عبد الرّحمان بن حجاج » ( كه در تهذيب واستبصار به صورت صحيحه است ) مىگويد : « حكم بن عتيبة » ، و « سلمة بن كهيل » خدمت امام باقر ( ع ) رسيدند از قضاوت با « شاهد واحد » و « سوگند » سؤال كردند .
در پاسخ آنان فرمود : رسول الله ( ص ) با آن قضاوت فرمودند وعلي ( ع ) در نزد خودتان در كوفه با آن قضاوت فرموده است . آنان گفتند اين امر خلاف قرآن است ، امام فرمودند : در كجاى قرآن يافتهايد كه اين امر خلاف قرآن است ؟
گفتند : خداوند متعال مىفرمايد : براي شهادت دو مرد عادل از شما بايد باشد فرمودند : آيهء مباركه معنايش اين است كه يعنى « شاهد واحد » و « سوگند » را نپذيرند ؟ ! . . .
( يعنى آية در مقام قبول شهادت عدلين است ، نه در مقام نفى ما عدا ، اثبات شئ نفى ما عدا نمىكند . )
* نظر محقق اردبيلى در مورد آية شهادت وتوضيح حضرت :
« محقق اردبيلى » رحمه اللّه در مقام توضيح فرمايش امام ( ع ) مىگويد : آيا اينكه قرآن
« وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ »
مىگويد عين « لا تقبلوا » ، ويا لازمهاش « لا تقبلوا » است ؟ يا اينكه خير اينطور نيست وحضرت در پاسخى كه مىفرمايند در مقام استفهام انكارى مىباشند ، زيرا هم ظهور دارد كه « أشهدوا . . . » عين « لا تقبلوا » نيست ، وهم بعيد است ( كه « اشهدوا » يعنى « لا تقبلوا » ) كه خلاصه شهادت يك نفر با سوگند در قضاوت مورد قبول نباشد .
وباز چگونه واز كجا كه ارشاد وبيان حكمي در جهت « دو شاهد عادل » ، عين منع كردن از « شهادت يك شاهد » با « سوگند » باشد ، وبخواهد ردّ كند .
وأساسا لازمهء آيهء شريفه اين نيست ، تا چه رسد كه عين آن باشد .
وبر فرض كه چنين ظهورى را تسليم شويم ، مىگوئيم عموم آية تخصيص
هامش
( 1 ) - عبد الرّحمن بن الحجّاج قال : دخل الحكم بن عتيبة وسلمة بن كهيل على أبى جعفر ( ع ) فألاه عن شاهد ويمن : فقال : قضى به رسول الله ( ص ) وقضى به علي ( ع ) عندكم بالكوفة فقالا هذا خلاف القرآن ، فقال : وأين وجدتموه خلاف القرآن ؟ قالا إن اللّه يقول وأشهدوا ذوى عدل منكم فقال ( ع ) قول الله وأشهدوا ذوى عدل منكم هو لا تقبلوا شهادة واحد ويمينا .
( وسائل الشيعة ، كتاب القضاء ، ج 18 ، باب 14 ، حديث 6 ، ص 194 ) .