عقاب است . » نمىباشد . چرا كه تقوى الهى والطاف خاص هيچ منافاتى با اختيار وقدرت بر معصيت و . . . . ندارد . وعلاوة اينكه الطاف خدا بىحساب وبىمقدمه نيست بلكه بايستى زمينههاى اين لطف با اعمال اختياري فرآهم شده باشد . وخوددارى معصوم از گناه نيز به سبب آن است كه انگيزه آن در أو وجود ندارد .
علاقة آنها به دنيا وخوشىهاى آنكه سرچشمه همه معاصي است پيوسته مغلوب رضاى خداوند است . همان چيزى كه دل وجان آنان را فراگرفته ايمان وطاعت را محبوب آنها ساخته واز فسوق ونفاق بركنارشان داشته است . در اين مورد ابن أبي عمير بيانى را از هشام بن حكم نقل مىكند : كه يكى از روزها از أو پرسيدم آيا امام معصوم است يا خير . پاسخ داد آرى معصوم است . به أو گفتم :
عصمت چيست وبه چه چيز شناخته مىشود ؟ گفت : منشأ گناهان چهار چيز است وپنجمى براي آن نيست . اينها عبارتند از حرص ، حسد ، غضب وشهوت وهمه اين صفات از امام منتفى است . . . خداوند متعال آخرت را محبوب آنان ساخته همچنان كه دنيا را محبوب ما قرار داده است . آنها به آخرت همانگونه مىنگرند كه ما به دنيا مىنگريم . آيا كسى را ديدهاى كه چهرهاى زيبا را به خاطر چهرهاى زشت ترك كند ويا از طعامي پاكيزه به خاطر خوراكى تلخ وناگوار چشم بپوشد وجامه نرم ولطيف را به خاطر جامهاى زبر وخشن رها سازد ونعمت جاويد آخرت را به خاطر دنياي ناپايدار ترك گويد . « 1 »
حاصل اينكه عصمت به اين مفهوم نيست كه آن چيزى بيرون از حدود امكانات انسان است وبه گونهاى كه بشر موصوف به اين صفت انساني غير از انسانهاى ديگر است وسرشت أو غير از سرشت ساير مردم مىباشد زيرا اگرچه معصوم مرتكب معصيت نمىشود وبطور كلى مصونيت دارد ليكن چنان نيست
هامش
( 1 ) - شيخ عبد الله نعمة هشام بن حكم 202 / . به نقل از شيعه در مغزله واشاعره .