تنگناى جبر خارج نمىكند .
مرحوم اردبيلى معتقد است كه مراد از فعل اختياري ، آن فعلى است كه به اختيار وتأثير قدرت انسان پديد آيد ، اگرچه طريق حصول قدرت بر ما معلوم نباشد كه آيا وجوب است يا نه ؟ بلكه اگر طريق حصول قدرت هم ، وجوب باشد معنى ندارد ، چون مقصود از فعل اختياري چنان كه به آن اشاره شد ، فعلى است كه به اراده باشد ، اگر چه منشأ اراده ، وجوب باشد . محقق اردبيلى فرض سؤالات مختلفي كه ممكن است بر اين نظريه پيش آيد نموده ودفع دخل مقدر نموده است . « 1 »
فعل متولّد
چون بحث افعال به ميان آمد ، ناگزير لازم شد تا از « فعل متولد » نيز گفتگو شود .
وآن عبارت است از نتايج فعلى كه شخص انجام دهد آيا اين نتايج هم مثل خود فعل كه ابتداء صادر شده است ، فاعلش انسان است يا نه ؟
محقق اردبيلى مىفرمايد : فعل متولد هم مثل فعل ابتدايى مىباشد وفاعلش انسان مىباشد . « 2 »
قضا وقدر
محقق اردبيلى همچون ساير متكلمين اماميه ، قضا وقدر را به معنى حكم وايجاب يا اعلام واخبار مىداند نه به معنى خلق ، چنان كه اشاعره مىگويند ، وحديث مشهور نبوي كه فرمود : « القدريّة مجوس أمّتى . » « 3 » مصداقش اشاعره هستند كه « قدريه » اند ومنسوب به « قدر » هستند . چون قدر را به معنى خلق وجبر مىدانند ، نه اينكه منسوب به « قدرت » باشند چنان كه معتزله معتقدند ، انسان
هامش
( 1 ) . حاشية شرح تجريد : 120 - 98 .
( 2 ) . حاشية شرح تجريد : 122 .
( 3 ) . بحار الأنوار : 5 - 6 .