داراى قدرت مؤثره است وافعال عباد ، به قدرت واختيارشان هست نه به قدرت واختيار خداوند وكلام أمير مؤمنان عليه السّلام در نهج البلاغة نيز مؤيد همين مدّعا است وحديث أصبغ بن نباته وابن أبي الحديد نيز بر اين نكته تصريح كرده است ، « 1 » چون اگر جز اين باشد ، ثواب وعقاب ومدح وذم وشرع وارسال رسل همه باطل خواهد بود .
مقدس اردبيلى در مقام ردّ كلام اشعرى مىگويد كه نظريهء ايشان در باب خلق افعال وقضا وقدر ، عقلا ونقلا باطل بلكه كفر است .
مرحوم اردبيلى مىفرمايد : در حديث اصبغ بن نباته ، حضرت علي عليه السّلام صريحا مىفرمايد كه قضا وقدر به معنى وجوب والزام وايجاب است نه خلق ، چون خداوند أطاعت امام را واجب دانسته پس رفتن به شام ، يك واجب شرعي مىباشد ، لذا اين حديث ، دليل بطلان قول اشعرى وجبريّه است نه بيان صحيح « قدر » . « 2 »
هدايت وضلالت
متكلمين ، سه معنى براي اضلال بيان داشتهاند : باطل را به صورت حق جلوه دادن ؛ وبه معنى فعل ضلالت در انسان ؛ وبه معنى اهلاك وبطلان عمل نيز آمده است . وهدايت هم به معنى راهنمايى ؛ فعل هدايت وثواب دادن آمده است .
معنى اوّلى ودوم اضلال از ساحت قدس ربوبي دور است واينكه اشاعره معتقدند كه اضلال به معنى خلق كفر وضلالت است عقيدهاى فاسد مىباشد چنان كه قبلا به آن اشاره شد . « 3 »
حسن تكليف
محقق اردبيلى تكليف را عقلا وشرعا نيكو مىداند وسخن أبو القاسم بلخى
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة 18 - 228 .
( 2 ) . حاشية شرح تجريد 123 - 122 .
( 3 ) . حاشية شرح تجريد : 123 .