اردبيلى در اثبات اين مدّعا گويد : وجود متحيّز ، بدون حيّز قابل تعقّل نيست . پس لازمهء هر متحيّزى ، حيّز است واين با وجوب وجود منافاة دارد . « 1 »
امتناع حلول خداوند در چيزى
عموم مليّيون وصاحبان شرايع به جز نصارى وجمله صوفيه اتّفاق دارند كه بارى تعالى در چيزى حلول نكند علّامه اردبيلى گويد : اين بدان جهت است كه حلول ، متوقّف به محلى است وتوقف حقّ به محل با وجوب وجود منافاة دارد . « 2 »
عقلا اتحاد بارى تعالى با موجودى محال است
محقق اردبيلى در بيان امتناع اتحاد حق تعالى با موجودى ديگر مىگويد : اوّلا اتحاد بين دو چيز محال است ، ثانيا اگر قرار باشد ، خداوند با موجودى متحد شود ، قهرا بايد با ممكن ، متحد شود ، چون در جاى خود ثابت كرديم كه واجب الوجود ، يكى بيش نيست ، در اين صورت اتحاد واجب با ممكن خواهد بود ولازمهاش اين است كه واجب ، ممكن شود وممكن واجب كه اين امر محال است . « 3 »
خداوند داراى جهت نيست
در اصطلاح متكلمين ، جهت ، عبارت است از مقصد متحرك وچيزى كه بتوان به آن اشاره كرد . « 4 »
محقّق اردبيلى مىگويد : دليل نفى جهت از حق تعالى همان برهان است كه در نفى مكان از خداوند اقامه شده است . « 5 »
هامش
( 1 ) . حاشية شرح تجريد : 61 - 60 .
( 2 ) . حاشية شرح تجريد : 61 .
( 3 ) . حاشية شرح تجريد : 62 .
( 4 ) . فاضل مقداد ، شرح باب حادي عشر : 20 .
( 5 ) . حاشية شرح تجريد : 62 .