است كه مبتنى بر اثبات حسن وقبح عقلي مىباشد ورأى اشاعره را در اين باب خالى از ويژگى مىداند كه مىگويند : كذب نقص است ونقص بر حقتعالى محال مىباشد .
نيز بنا به رأى اشعرى كه كلام حق را « كلام نفسي » مىداند ، علامه اردبيلى مىفرمايد : صادق بودن كلام نفسي معنايى ندارد اگر كلام لفظي صادق نباشد . . . . « 1 »
خداى تعالى باقي ودائمي مىباشد
اجماع بر اين است كه پروردگار باقي وابدى مىباشد ، محقق اردبيلى مىگويد :
كه پروردگار عالم لذاته باقي است ورأى اشعرى را كه مىگويد : « خداوند باقي است به بقايى كه آن بقا قائم به ذات است » مردود مىداند « 2 » چون اگر حقتعالى باقي باشد به بقاء ، لازمهاش احتياج مىباشد واين باطل است . « 3 »
خداوند شريك ندارد
در جاى خود ثابت گرديده است كه حق تعالى را دو گونه صفات است : صفات ثبوتيّه . يعنى صفاتى كه واجب است اتّصاف باريتعالى به آنها ، كه ذكر آنها گذشت .
صفات سلبيّه . يعنى صفاتى كه ممتنع است اتصاف واجب الوجود به آنها ، بلكه واجب است سلب ونفى آنها از واجب تعالى كه هم اكنون به بيان آنها پرداخته مىشود واز آن جمله است « شريك » .
محقق اردبيلى علاوة بر برهاني كه خواجة طوسي اقامه كرده است بر نفى
هامش
( 1 ) . حاشية شرح تجريد : 53 - 52 .
( 2 ) . همان مدرك : 55 - 54 .
( 3 ) . كشف المراد : 290 .