اعتبارات وأمور عارضى است كه لازمه ذات عمل نيستند ودروغ مطلقا قبيح نيست بلكه دروغى كه ضرر داشته باشد قبيح است وراست گفتن مطلقا وهميشه حسن نيست بلكه راست گفتنى كه نفع داشته باشد حسن وبا مصلحت است .
سپس مسأله نسخ احكام را شاهد مدعاى خود قرار داده است » ، ( ر ك : ص 123 و 124 ) .
توضيح كلام محقق اردبيلى آن است كه راست گفتن از آن جهت كه مصداق حرف زدن است وايجاد امواجى در هوا مىباشد يك قضية ارزشى نيست وحسن وقبح را نمىتوان بر آن حمل نمود همانطور كه غذا خوردن هرگز يك مسأله اخلاقى نيست بلكه بايد به عناوين اين افعال توجه نمود اگر اين غذا خوردن عنوان « پرخورى » داشته باشد بد است واگر عنوان « اعتدال وميانهروى در خوردن » را داشت خوب مىباشد . همچنين حرف زدن اگر عنوان « دروغ فتنه انگيز » داشته باشد قبيح خواهد بود وگرنه خير . بنابراين خود عنوان كذب ملاك بر حسن وقبح نمىتواند باشد بلكه « دروغ مضرّ » يا « الكذب الضارّ » ملاك قبح است . ونيز راست گفتن مطلقا حسن نيست بلكه راست گفتنى كه نافع باشد حسن است ومسأله نسخ احكام وشرايع نيز مؤيد اين است زيرا اگر حسن وقبح ذاتي احكام وافعال باشد در اينصورت نسخ معنا نخواهد داشت .
اما طبق نظر آنانكه حسن وقبح را ذاتي صدق وكذب مىدانند مسأله نسخ را نمىتوان توجيه وتحليل وتفسير نمود . بنابراين در اين موارديكه شرع دروغ را مجاز دانسته است خود دروغ يك ضد ارزش وعمل قبيح نبوده كه شرع اجازه انجام آنرا داده باشد بلكه خود دروغ يك فعلى است كه بدون توجه به عنوانش نمىتوان حكم كرد كه خوب يا بد است . آنچه كه ضد ارزش است دروغ مضّر وفتنهانگيز است وشارع مقدس در هيچ صورتي اجازه انجام آنرا نداده است .
بنابراين ارزشهاى اخلاقى مطلق بوده واستثناءبردار نخواهند بود . البتة بهتر بود محقق اردبيلى به جاى « الكذب الضار » عنوان ظلم را قرار دهد ، زيرا ما يقين داريم دروغى كه ضرر نداشته وبقصد شوخى باشد باز حرام است وراست گفتن
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( عربى - فارسى ) — صفحة 380
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٣٨٠