تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( عربى - فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣

14 - بيعة أبى بكر فلتة

عمر درباره بيعت با أبو بكر گفته است « بيعة أبى بكر فلتة وقى اللّه شرها » . اين جمله دلالت آشكارى بر شرّ بودن آن بيعت ونادرستى خلافت أبو بكر دارد . قوشچى در مقام تصحيح اين كلام عمر گويد : مقصود عمر آن است كه « وقى اللّه شرّ الخلاف الذي كاد يظهر عندها » . محقق اردبيلى در پاسخ أو گويد : اگر اين مقدار حذف وتقدير براي كلام در نظر گرفته شود ديگر اعتماد به هيچ كلامي باقي نخواهد ماند واستدلال به قرآن وسنت غيرممكن خواهد بود . سپس گويد : گويا قوشچى با دين خود بازى مىكند ووقتي هدف دينار باشد نه دين چنين كلماتي وبلكه بيش از آن نيز وجود خواهد داشت . ( ر ك : ص 251 ) .

15 - اجتهاد خلفاء ؟ !

تمام مطالبى كه خواجة نصير در متن تجريد براي خلفاء ثلاثة ذكر كرده قوشچى با اين جمله پاسخ داده كه آنان مجتهد بودند واشتباه در اجتهاد كرده‌اند . به عنوان مثال : با آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه واله أبو بكر وعمر را امر نمودند كه با لشگر اسامة از شهر خارج شده ولعنت فرستادند بر تخلّف از آن اما آن دو نفر تخلّف كردند ، قوشچى ونيز مير سيد شريف در شرح مواقف به دفاع از خلفا برخاسته ودر توجيه سرپيچى آنان از كلام پيامبر أكرم گويند : « وقع خطأ في الاجتهاد فإنهم اجتهدوا أنّ بقاءهم في المدينة حين فوت النبي أصلح » « 1 » آنان اجتهاد كردند كه ماندنشان در مدينه بهتر است گرچه اشتباه در اجتهاد كرده باشند . محقق اردبيلى مىفرمايد : گويا اينان أصلا معناى اجتهاد را نفهميده‌اند ، زيرا اجتهاد آنست كه كتاب وسنت ( قول - فعل - تقرير ) رسول خدا صلّى اللّه عليه واله را دليل بر يك مسأله قرار دهند نه آنكه كلام پيامبر را كه أصل ودليل هر مسأله‌اى است كنار بگذارند واين در واقع اجتهاد در مقابل نصّ است نه اجتهاد اصطلاحى شرعي ( ر ك : ص 253 و 263 ) .
هامش
( 1 ) . شرح المواقف ، ج 8 ، ص 376 .