تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( عربى - فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
الذي يتخيّل الانتزاعي الذي هو المفهوم فيه بالبديهة وذلك وجهه ، فهو معلوم الوجه دائما وكنهه وحقيقته غير معلوم . وبالجملة حقيقة الواجب عين الوجود والوجود المؤكد الذي هو الوجوب واحد وما يعقل منه إلّا وجهه وهو الوجود العام المنتزع الاعتباري الذي هو من الأمور الاعتبارية المفهوم بالبديهة وكذا الوجوب . . . » ( ص 91 - 92 ) . محقق اردبيلى در اين عبارت معناى حقيقي وجود را همان ذات مقدس خداوند دانسته ومفهوم وجود را كه امرى اعتباري وانتزاعي است وجه أو مىداند وگويد : « فهو معلوم الوجه دائما وكنهه وحقيقته غير معلوم » .
مفهومه من اعرف الأشياء * وكنهه في غاية الخفاء
وجود ووجوب متحد بوده ووجود امر واحد است وتنها اوست كه حقيقت دارد وآن عين ذات مقدس خداوند متعال است . اين همان وحدت وجود مىباشد . در اينجا بايد توجه داشت كه محقق اردبيلى قائل به اصالة الماهية واعتباري بودن وجود بود اما در اينجا ذات واجب متعال را عين وجود حقيقي مىداند ومفهوم وجود را اعتباري مىداند شايد از اين كلام بتوان همان قول منسوب به ذوق متألهين را از كلام أو استنباط نمود كه معتقد به اصالة الوجود در واجب واصالة الماهية در ممكنات است ، واحتمال دارد كه وى خواسته است در اينجا از اعتقاد به اصالة الماهية رجوع كرده واصالة الماهية را بپذيرد واحتمال دارد كه اين سخنان أو اينگونه تفسير شود كه تنها يك وجود وجود دارد وآنهم ذات مقدس خداست وديگر موجودات تنها وجه أو وفقط بهره‌اى از نام ومفهوم وجود برده‌اند نه آنكه موجود حقيقي باشند . غيرتش غير در جهان نگذاشت ، وكيست كه با هستىاش نام هستن برد ، كل ما في الكون وهم أو خيال ،
جهان را بلنداى وپستى توئى * ندانم چه‌اى هرچه هستى توئى
محقق اردبيلى در ادامه كلام خود وجود را به نور تشبيه كرده وگويد مفهوم آنكه وجه آن مىباشد روشن است اما حقيقت آن مبهم وناشناخته است .
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( عربى - فارسى ) — صفحة 377 | كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى