كرده وپاسخ داده است در اين بخش گاهى به استدلال روى آورده وبا دلايل قوى ومحكم حقانيت اعتقادات شيعه را آشكار نموده وگاهى به سراغ روايات رفته واز كتابهاى مختلف أهل سنت رواياتى را نقل مىكند كه صحّت مذهب شيعه را اثبات مىنمايند .
در بحث امامت ابتداء با دلايل عقلي وبا استفاده از روايات كتاب كافى ، وجوب نصب امام ونيز لزوم وجود امام را بيان كرده است . سپس به بحث شرط عصمت در امام پرداخته وپاسخ علماى أهل سنت را بيان كرده است . ودر ص 215 گويد : « من معتقدم اگر شخصي الآن مسلمان شده وبخواهد مذهبي را براي خود تعيين نمايد يقينا اگر در اين نكته تأمل كند كه پيامبر صلّى اللّه عليه واله علي عليه السّلام را تربيت كرده وبه ازدواج أو با فاطمه عليها السّلام واخوت وبرادريش با رسول خدا صلّى اللّه عليه واله وداشتن فرزندانى چون حسن وحسين عليهم السّلام توجه كند بدون هيچ ترديد يقين خواهد كرد كه حق با أمير المؤمنين وأهل بيت أو عليهم السّلام است » .
13 - قوشچى ورواياتى كه دال بر امامت علي عليه السّلام است
قوشچى بسيارى از أدله ورواياتى كه دلالت واضح وروشنى بر امامت حضرت أمير عليه السّلام دارند را اينگونه رد مىكند كه اينها خبر واحد بوده وخبر واحد در مقابل اجماع ارزشى نخواهد داشت . محقق اردبيلى در پاسخ معمولا تمام اين روايات را از كتابهاى معتبر أهل سنت نقل كرده وادعاى تواتر آنها را مىنمايد وثانيا مكررا تذكر مىدهد كه بيعت أبو بكر با بيعت عمر محقق شد وقول وفعل عمر هرگز حجّت نبوده واجماعى را محقق نمىسازد . ( ر ك : ص 228 ) .
وجالب است كه هميشه براي اثبات حقانيت اعتقادات خود از كتابهاى أهل سنت بر عليه آنان استدلال مىكند اما أهل سنت در مقام استدلال واحتجاج با شيعيان هرگز نمىتوانند از كتابهاى شيعه چيزى عليه شيعه بيابند ولذا فقط كتابهاى أهل سنت را شاهد خود مىآورند ومعلوم است كه اين كتابها هيچگونه سنديت واعتباري نزد شيعه ندارند .