خبر از وقوع فعل است وهرانشايى مستلزم يك خبر مىباشد » « 1 » . بنابراين تمام جملههاى انشايى قابل تحليل به خبري بوده ويا بگوييم هر انشايى مستلزم يك اخبار است مثلا وقتي امر كرده ومىگويد نماز بخوان به معنى اين است كه من نماز را از تو مىخواهم واراده آنرا دارم واين جمله خبري قابل صدق وكذب مىباشد .
9 - آيا اخلاق مطلق است يا نسبى
دروغ مصلحتآميز مثل دروغى كه موجب نجات يك مؤمن باشد آيا قبيح است يا خير ؟ مهمترين مسأله فلسفه اخلاق پاسخ به همين مسأله است . كسى كه امروز مىگويد دروغ قبيح است وفردا بر اثر برخى مصلحتهايى كه پيش آمده مىگويد دروغ مصلحتآميز خوب بلكه لازم است چارهاى جز پذيرفتن نسبيت اخلاق ندارد واگر اخلاق نسبى شود پذيرفتن با ردّ چنين اخلاقى مساوى خواهد بود .
اگر كسى پذيرفته است كه راست گفتن ارزش ودروغ ضد ارزش است ديگر نبايد ارزش را با چيز ديگرى معامله كرده ودست از آن بردارد چون ارزش وقتي باارزش است كه با چيز ديگر قابل معامله نباشد .
در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه چرا شرع در بعضي موارد دروغ يا غيبت كردن را مجاز شمرده است ؟ محقق اردبيلى در پاسخ اين سؤال مىفرمايد :
« بعضي معتقدند كه دروغ دائما ودر هر شرايطى بد است حتى اگر چه موجب نجات جان انساني گردد وراست گفتن دائما ودر هر شرايطى خوب است گرچه سبب به خطر افتادن جان انساني باشد . وبعضي عقيدة دارند كه دروغ مصلحت آميز هم خوب است وهم بد ، وحسن وقبح يا ثواب وعقاب هر دو در آن جمع شده است ودر اينصورت حكم شرعي تابع أقوى الملاكين مىباشد سپس گويد حق آنست كه گفته شود : اشكال در صورتي وارد است كه حسن وقبح مربوط به ذات فعل وصدق وكذب باشند اما قول صحيح آنست كه حسن وقبح مربوط به
هامش
( 1 ) . المكاسب ، ص 50 .