ومشاء معتقد به اصالة الوجود واشراقيين معتقد به اصالة الماهية بودهاند . شيخ اشراق در فصل « بعض الحكومات في نكت اشراقية » گويد وجود در خارج حاصل نيست وچهار دليل بر آن اقامه كرده است « 1 » . فيلسوفان ديگر از اين سخن أو اعتباري بودن وجود را فهميده وبه أو نسبت دادهاند « 2 » . ودر كلام أو صريحا اعتباري بودن وجود وجود ندارد وسخنان أو احتمال تفسير ديگرى را دارد كه اينجا مجال بحث آن نيست . اما محقق اردبيلى صريحا وبدون هيچ ابهام يا اجمالگويى وجود را اعتباري دانسته وهيچ اصالت وارزشى بر آن قائل نيست « إنّ الوجود ليس أمرا قائما به واتصف هو به بل هو أمر اعتباري لا قيام له حقيقة » .
( ر ك : ص 76 ) .
5 - اراده
آيا اراده خداوند متعال از صفات ذاتي است يا صفت فعل أو مىباشد ، معناى اراده چيست وآيا اراده اختياري است يا خير ؟
اشاعره اراده را غير از علم وقدرت دانسته وآنرا به « صفتي كه مخصّص يكى از دو مقدور مىباشد » تفسير كردهاند ، معتزله اراده را اعتقاد به نفع مىدانند ، بعضي اراده را شوق مؤكد مىدانند . خواجة نصير وصدر المتألهين اراده را به « علم به نظام أتمّ » تفسير كردهاند « 3 » . بنابراين اراده بايد از صفات ذات باشد زيرا اراده همان علم است . وگرچه در بعضي روايات اراده از صفات فعل دانسته شده است اما اين اراده به معناى مراد مىباشد مثل علم به معناى معلوم كه حادث است اما علم به معناى عالم قديم است . پس اراده به معناى مريد وعالم به نظام أكمل صفت ذات است وبه معناى مراد صفت فعل مىباشد .
محقق اردبيلى نيز اراده واجب تعالى را عين علم دانسته وگويد : « فمرجّح
هامش
( 1 ) . مجموعه مصنفات شيخ اشراق ، ج 2 ، ص 65 .
( 2 ) . الحكمة المتعالية 7 ج 1 ، ص 41 ، 39 .
( 3 ) . الحكمة المتعالية ج 6 ، ص 333 ، 331 .