تعريف علم ، اثبات أصل علم براي خداى متعال ، علم خدا به مخلوقات پيش از خلق آنها ، كيفيت علم خدا به مخلوقات پس از خلق آنها و . . . هركدام بحثهاى طويل الذيلى را بدنبال دارند مقدس اردبيلى اين اشكال را مطرح مىكند كه : علم خدا به حوادث قبل از حدوث نمىتواند حضوري باشد زيرا آن زمان چيزى نبود تا حاضر باشد وأصلا شيء معدوم نمىتواند حاضر باشد ونمىتواند علم خداوند به آنها حصولي باشد زيرا ارتسام صور در ذهن براي خداى متعال معنى ندارد . وغير از علم حضوري وحصولي شقّ ديگرى قابل تصور نيست .
آنگاه در پاسخ اين اشكال ابتداء نظر محققين از عرفا را تأييد كرده كه علم خداوند علم اجمالي در عين كشف تفصيلي است - چيزى كه صدر المتألهين نيز به آن معتقد است - آنگاه گويد : ما برهان عقلي ونقلي داريم بر آنكه خداوند عالم است ولى كيفيت علم أو بر ما روشن نيست ( ر ك : ص 63 ) . وثالثا ممكن است گفته شود كه علم خدا به معدومات از باب مناسبت ومشابهت بين معدوم وموجود باشد ورابعا امكان دارد كه علم خدا به وجود علمي معدومات يعنى أعيان ثابته يا ثابتات أزلية باشد ( ر ك : ص 64 ) البتة معناى عرفانى ثابتات أزلية وتفاوت آن با ثابت معتزله كه واسطه بين موجود ومعدوم است روشن است .
سپس محقق اردبيلى گويد نه تنها كيفيت علم خدا بر ما روشن نيست بلكه ارتسام ونيز حقيقت معناى ذهن كه در تعريف علم حصولي بيان مىشوند نيز براي ما روشن نيستند بلكه روشنترين بديهيات مثل « من » ، « تو » نيز واقعيتشان بر ما روشن نيست ( ر ك : ص 64 ) . براي توضيح مقصود محقق اردبيلى بايد به تفاوت بين « ماء شارحه » و « ماء حقيقية » و « هل بسيطه » توجه كرد . مفهوم ومطلوب به ماء شارحه از « ذهن » يا « من » براي هركسى روشن است وبيان معناى لغوى وشرح الاسم اين كلمات چيز مشكلى نيست . اما توضيح حقيقت آنها به تعريف حدّى يا رسمي كه مطلوب به « ماء حقيقية » است وبيان جنس وفصل واقعي « ذهن » يا « من » بر هيچكس روشن نيست زيرا آنچه را ما در منطق بعنوان جنس وفصل مىشناسيم فصل حقيقي نيستند بلكه تنها عنوان مشير
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( عربى - فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٣٧٢