گردد كه بحمد اللّه اين مهم انجام يافت . در اينجا برخى از نظرات مهم أو را از اين كتاب نقل كرده واشارهاى به كيفيت تصحيح كتاب خواهم نمود .
[ برخى از نظرات مهم أو در اين كتاب ]
1 - تمايز بين اعدام
بعضي از متكلمين معتقد به تمايز بين اعدام هستند اما فلاسفه عموما مىگويند « لاميز في الأعدام من حيث العدم » بين عدمها تمايزى نيست زيرا عدم باطل الذات است وچيزى نيست تا تمايز داشته باشد . محقق اردبيلى نيز با آنكه كتاب أو صبغه كلامي دارد با فلاسفه هماهنگ شده وگويد در عدمها تمايز وجود ندارد ( ر ك : ص 55 ) .
از ذهن دور نداريم كه عدم وقتي به ملكات اضافه شود خط وبهرهاى از وجود پيدا مىكند ولذا قابل تمايز هستند . ضمنا جمع بستن كلمه عدم وگفتن « لا ميز في الأعدام » از باب مسامحه است زيرا در عدمستان چند عدم نداريم تنها يك عدم وبلكه هيچ است .
2 - ثبوت وحال
گروهى از متكلمين گفتهاند بين وجود وعدم واسطهاى وجود دارد بنام « حال » يا « ثابتات » بنابراين وجود وعدم نقيض يكديگر نيستند . معمولا فلاسفه اسلامى در مقام ردّ اين كلام گفتهاند ردّ اين سخن جزء بديهيات عقلي است ونيازى به نقد وبررسى ندارد . محقق اردبيلى نيز سخن فلاسفه را پذيرفته وگويد : « تنها افراد غيرعاقل معتقد به واسطه بين موجود ومعدوم مىگردند » . ( ر ك : ص 55 ) .
3 - علم خداوند متعال
همانطور كه در علم كلام مسأله « كلام خدا » واينكه آيا لفظي است يا نفسي وقرآن مجيد آيا حادث است يا قديم از مهمترين مباحث مىباشد در فلسفه نيز مسأله « علم خدا » مهمترين مسأله در الهيات بالمعنى الأخص است .